قالب وبلاگ
مدیریت ورزشی
 

 

 

 

اصول مقاله نویسی

 

نگارنده:

رسول نوروزی

دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت ورزشی

 

فهرست

 

ü     ساختار مقاله­های پژوهشی

·        عنوان (title)

·        پژوهشگر یا پژوهشگران (researcher or researchers)

·        چکیده (abstract)

·        واژگان کلیدی (key words)

·        مقدمه (introduction)

·        روش شناسی (methodology)

·        یافته­ها (results)

·        بحث و نتیجه­گیری ( discussion and conclusion)

·        تقدیر و تشکر و ضمیمه (acknowledge and appendix)

·        منابع و مرجع نگاری (references)

ü     اصول نگارش در مقاله نویسی

ü     الگوی تهیه مقالات برای ارائه به نشریات

ü     منابع

 

 

ساختار مقاله­های پژوهشی

­مقاله پژوهشی،گزارشی از یافته­های تازه است که از چند بخش تشکیل شده است. هر یک از این بخش­ها در پیکرۀ مقاله جایگاه و نقش خاصی را داراست که باید در تناسب با دیگر بخش­ها در جایگاه خود قرار گیرد تا مقاله ساختاری منطقی و شکلی بلاغی و مؤثر پیدا کند؛ مثلاً نمی­توان نتیجه یا فهرست منابع را در آغاز و مقدمه را در پایان آورد.

اجزای تشکیل دهندۀ مقاله پژوهشی به ترتیب از آغاز تا پایان مقاله به این شکل منظم می­شوند:

1.      عنوان (title)

2.      پژوهشگر یا پژوهشگران (researcher or researchers)

3.      چکیده (abstract)

4.      واژگان کلیدی (key words)

5.      مقدمه (introduction)

6.       روش شناسی (methodology)

7.      یافته­ها (results)

8.      بحث و نتیجه­گیری ( discussion and conclusion)

9.      تقدیر و تشکر و ضمیمه (acknowledge and appendix)

10.  منابع و مرجع نگاری[25] (references)

 

عنوان(title)

عنوان مقاله با وجود آنکه به ظاهر چند کلمه­ای بیش نیست؛اما در حقیقت از مهمترین عناصر یک مقاله علمی است که دارای ارزشی غیر قابل تخمین می­باشد. عنوان،هویت مقاله و محتوای آن و هدف اصلی تحقیق را به نمایش می­گذارد،معمولاً عنوان فشرده­ای از محتوا و مطالب مقاله است.باید از آغاز پژوهش عنوانی برای آن در نظر گرفت؛ در واقع عنوان روند پژوهش را کنترل می­کند[26].عنوان  مقاله باید موجز باشد؛به طوری که  با کوتاه­ترین عبارت عمیق­ترین معانی را در بر داشته باشد. معمولاً عنوان تأثیر مهمی دارد؛ چرا که بخش اول از یک گزارش است که خواننده با آن مواجه می­شود و تفکرات زیادی در مورد این امر انجام می­دهد. مناسب است که در عنوان از به کار بردن واژه­هایی همچون "بررسی" یا "مطالعه" یا "آزمون" خودداری شود[27]. عنوان مقاله پژوهشی باید:

·        دلالتگر، روشن، فشرده و کوتاه باشد.

·        در خاطر خواننده بماند و موضوع را توصیف کند.

·        کلیشه­ای و مبهم نباشد.

·        ساده و قابل فهم و واضح باشد.

·        اختصاصی باشد.

·        در برگیرنده واژگان کلیدی مربوط به مطالعه باشد.

·        مختصر و مانع ( ونه جامع) باشد.

·        فاقد کلمات اضافی و بیهوده باشد.

·        معمولاً متغییر های بررسی شده را در برگیرد.

·        موضوع­های بررسی شده را ذکر کند و تلاش نماید محتوای مطالعه و تحقیق را تا حد ممکن بصورت مختصر انتقال دهد[28].

 

 

پژوهشگر یا پژوهشگران (researcher or researchers)

کمیته بین المللی سردبیران مجلات پزشکی(ICMJE )[29]،نویسنده و پژوهشگر مقاله را چنین توصیف می­کند:«کسی که در یک مقاله منتشر شده سهمی اساسی از لحاظ فکری داشته باشد». این کمیته موارد زیر را به عنوان معیارهای نویسندگی ذکر می­کند:

1.      داشتن سهمی  اساسی  در ایده و طرح مطالعه یا جمع آوری داده­ها یا تجزیه و تحلیل داده­ها

2.      تهیه دست نوشته مقاله یا بازنگری منتقدانه مقاله از لحاظ محتویات مهم

3.      تأیید نهایی نخسه­ای که قرار است چاپ شود.

این معیارها با نام معیارهای ونکوور[30] معروف است. باید توجه داشت که وجود هر سه معیار به صورت همزمان ضروری است.در معیار اول تنها وجود یکی از سه مورد مذکور مشتمل بر مشارکت در ایده یا جمع آوری داده­ها یا آنالیز داده­ها کفایت می­کند. اما عملاً در بسیاری از مقلات چنین ساختاری اعمال نمی­گردد.به عنوان مثال در مطالعات چند مرکزی که هر مرکز بخشی از اجرای طرح را بر عهده دار است؛ تهیه فهرست نویسندگان براساس معیارهای ونکوور دشوار است.لازم به تأکید است که تنها فراهم کردن منابع مالی و امکانات مطالعه، جمع آوری داده­ها یا نظارت کلی بر گروه تحقیقاتی، توجیهی برای نویسنده بودن نمی­باشد.

یک روش عادلانه، تعیین سهم هر یک از نویسندگان در مقاله به صورت واضح و مشخص است. بسیاری از مجلات فرمی را برای نویسنده مسؤول مکاتبات می­فرستند که در آن باید نقش هر یک از نویسندگان در مراحل مختلف انجام مطالعه و آماده سازی مقاله تعیین گردد. بدین ترتیب مشخص می­شود که کدام نویسنده یا نویسندگان در طراحی مطالعه، جمع آوری داده­ها، آنالیز آماری، تفسیر داده­ها، آماده سازی دست نوشته مقاله، مرور متن و ...نقش داشته­اند.

نام پژوهشگران به ترتیب اولویت و اهمیت در زیر عنوان مقاله با فاصله مناسب درج می­گردد و وابستگی آنها باید در جلوی هر اسم مشخص گردد[31]. بطور مثال، اگر یک تحقیق توسط سه نفر اجرا شده باشد،اسامی آنها به ترتیب اهمیت به شکل زیر درج می گردد:

·        دکتر هاشم کوزه­چیان؛ دانشیار دانشگاه تربیت مدرس

·        دکتر محمد احسانی؛ دانشیار دانشگاه تربیت مدرس

·        دکتر جلال احمدی؛ استادیار دانشگاه شهید رجایی

 

چکیده (abstract)

بخش چکیده در واقع به مانند مانیتوری از مقاله می­باشد. در این بخش نویسنده باید تنها با استفاده از نسبت کوچکی از کلماتی که در متن به کار برده است، عصاره مطالعه خود را با تأکید بر جنبه­های مهم و جدید آن بیان کند و خواننده را جذب نماید[32].چکیده خلاصه دقیقی از مقاله است که در یک پاراگراف و در صفحه­ای جداگانه نوشته می­شود. در واقع مهمترین پاراگراف در هر مقاله چکیده آن است؛ زیرا خواننده در فهرست­ها و منابع اینترنتی، نخست چکیده را می­خواند، آنگاه تصمیم می­گیرد که کل مقاله را بخواند یا نه.

انواع چکیده

چکیده مقالات را می­توان به دو نوع کلی ساختاریافته و غیر ساختاریافته تقسیم نمود. امروزه در بسیاری از مجلات، چکیده­ها از نوع ساختاریافته و دارای عنوان­بندی مشخصی می­باشند.

چکیده­های غیرساختاریافته معمولاً در یک پارگراف نوشته می­شوند و فاقد عنوان­بندی مخصوص چکیده­های ساختاریافته می­باشند. با این حال لازم است که محتوا و ترتیب و توالی مطالب آن به همان ترتیب چکیده ساختاریافته تنظیم شود.

معمولاً در یک چکیده ساختاریافته این قسمت­ها یافت می­شوند:

·        مقدمه(introduction)

·        روش­ها(methods)

·        یافته­ها(results)

·        نتیجه­گیری(conclusions)[33]

این عنوان­بندی در واقع شبیه به عناوین بخش­های اصلی مقاله در سیستمIMREAD  [34]می­باشد؛ با این تفاوت که در چکیده به جای بحث، نتیجه­گیری مطرح می­شود. این تفاوت منطقی به نظر می­رسد چون نتیجه­گیری در واقع عصاره و خلاصه بحث می­باشد.

1.   مقدمه (زمینه): در این قسمت اهمیت موضوع مطالعه و هدف اصلی آن آورده می­شود و به اصطلاح لزوم انجام آن تحقیق به اختصار بیان می­شود.

2.   روشها: در این قسمت روش انجام مطالعه به اختصار بیان می­شود، مثلاً در مورد مطالعات بالینی خلاصه­ای از نوع و مدت مطالعه، شرکت کنندگان در مطالعه، مداخلات انجام شده و متغییر اصلی پیامد آورده می­شود.

3.      یافته­ها: در این بخش یافته­های اصلی مطالعه(معمولاً با ذکر معناداری آماری[35]) آورده می­شود.

4.      نتیجه­گیری: تفسیر و نتیجه­گیری نهایی در مورد یافته­های مطالعه در این بخش جای می­گیرد.

شیوه نگارش چکیده به دستورالعمل مجلات علمی- پژوهشی بستگی دارد. چکیده مقاله کوتاه­تر از رساله و پایان نامه می­باشد و درآن به معرفی شرکت کنندگان؛ چگونگی انجام تحقیق؛ و نتیجه پرداخته می­شود. چکیده کنفرانس­ها کمی متفاوت هستند و معمولاً حجم بیشتری در اختیار محقق است، چرا که باید داوران قانع شوند تا کار قابل پذیرش باشد. در این چکیده­ها باید این مراحل دنبال گردد:

1.      مقدمه کوتاهی بر طرح مسئله نوشته شود.

2.      سئوال تحقیق بیان شود.

3.      به طور مختصر روش­شناسی شرح داده شود

·        شرکت کنندگان

·        ابزار

·        مراحل و روش جمع آوری داده­ها

·        یافته­ها

4.نتایج اصلی را بصورت خلاصه ارائه شود.

5.ضرورت و اهمیت نتایج بیان شود.

چکیده در واقع نخسه کوچکی از مقاله است.چکیده دارای حداکثر 250 کلمه مشتمل بر حدود 5% طول مقاله است، مطالب آن به هم پیوسته­اند و زمان افعال به گذشته بیان می­شود. بهتر است جملات چکیده کوتاه بوده و بیشتر از 12 کلمه نباشند. چکیده پایان نامه­ها تا  350 کلمه و در مقالات علمی تا 150 کلمه در نظر گرفته می­شود. بهتر است چکیده مقالات در یک پاراگراف باشد. برای کوتاه­تر شدن چکیده استفاده از مخفف­ها (Kg به جای کیلوگرم، Cm به جای سانتیمتر و...) مؤثر است. درنگارش چکیده باید ذکر گروه­ها و تعداد آنها، ارائه توصیفی با عدد و ارقام برای متغییرهای تحقیق، ارائه نتایج عددی در انت­های فرضیه­ها و استفاده از اختصارهای آماری مد نظر قرار گیرد. از ویژگی­های یک چکیده خوب، اختصار، صحت و درستی(داده­ها و نتایج فرضیه­ها) و وضوح و روشنی جملات می­باشد. مواردی چون شکل، جدول، منبع، نمودار، مرجع و مآخذ در چکیده نمی­آیند. در انتهای چکیده باید 3 تا 5 واژه کلیدی آورده شود[36].

واژگان کلیدی (key words)

کلید واژه­ها  بخشی از چکیده و در واقع همان واژگان اصلی و کانونی تحقیق­اند که باید در عنوان مقاله نیز بیایند. معمولاً در پایان چکیده 3 تا 10 واژه یا عبارت کوتاه کلیدی در ارتباط با موضوع اصلی مقاله ذکر می­شود. واژگان کلیدی به منظور دستیابی سریع به مقاله از طریق نرم افزارهای کتابخانه­ای و اینترنت می­باشد که در انتخاب آنها باید دقت شود. کلید واژه­ها باید با واژه­های اصلی عنوان و مسأله تحقیق تا حد امکان با سر فصل­های مقاله تناسب داشته باشد و موضوع خاص مقاله را به خوبی نشان دهند، چنان که  کتاب­داران به آسانی بتوانند بر اساس آن­ها مقاله را نمایه سازی و برای فهرست­نویسی رده­بندی کنند[37]. یک واژه کلیدی حداکثر می­تواند 2 کلمه باشد و از ذکر یک عبارت بجای واژه کلیدی بایستی خودداری شود.

 

مقدمه (introduction)

بخش اصلی مقاله با یک مقدمه آغاز می­شود که مسأله اصلی تحقیق، روش و راهکارها را معرفی می­کند. مقدمه یکی از بخش­های مهم مقاله است که همچون دریچه­ای ، خواننده را از دنیای بیرون به دنیای درون مقاله می­برد؛ و در حکم نقشه راه برای خواندن کل مقاله می­باشد. هدف اصلی از بیان مقدمه پاسخ به این پرسش است که « چرا پژوهش انجام شده است » . بخش مقدمه برای آماده سازی ذهن خواننده و ورود به بحث نگاشته می­شود. معمولاً شامل: طرح بیان مسئله، ضرورت اجرای تحقیق،  و مروری بر ادبیات پیشینه تحقیق می­باشد. میزان تقریبی مقدمه در مقاله، در حدود 2-3 صفحه­ی تایپ شده است. مطالب این بخش باید با ذکر منبع و قابل استناد باشد[38]. برای درج منبع مورد استفاده، باید شماره آن در انتهای مطلب داخل پرانتز  قرار گیرد و اصل منبع در پایان مقاله به طور کامل درج گردد.

به طور کلی مقدمه عناوین تحت مطالعه را معرفی می­کند، پیش زمینه کلی را فراهم می­آورد و بر سئولات خاص تحقیق تأکید می­کند. در مقدمه مقالات معمولاً به مواردی چون توصیف آزمودنی­ها، علت انتخاب موضوع و هدف تحقیق پرداخته می­شود. در این بخش محقق علاوه بر معرفی سئوالات، اهداف، و واژگان کلیدی تحقیق؛ به مواردی چون بیان موضوع، توجیه تحقیق( اهمیت تحقیق و اهداف آن)، سوابق و پیشینه تحقیق، و گستره آن، نارسائی­های کارو کمبودهایی که در تحقیق حاضر رفع خواهد کرد[39].

حجم مقدمه:

به طور کلی می­توان گفت که مقدمه باید کوتاه باشد اما حد و مرز دقیقی برای آن وجود ندارد. پیشنهاد می­شود طول مقدمه حداکثر دو صفحه یا یک ششم کل مقاله باشد( هر کدام که کمتر است). مقدمه طولانی خسته کننده است و مقدمه خیلی کوتاه هم نمی­تواند علت انجام تحقیق را بیان نماید. طول مقدمه در مجلات تخصصی و فوق تخصصی کوتاه­تر ازمجلات عمومی تخصصی می­باشد؛ زیرا فرض بر آن است که مخاطبین مجلات فوق تخصصی عمدتاً درباره زمینه موضوع اطلاعات جامعی دارند. پاراگراف آخر مقدمه، بهترین محل برای بیان هدف مطالعه است. این قسمت محل نوشتن مزایای تکنیک یا متدولوژی جدید( اگر تحقیق در این مورد است) نیز می­باشد.

 

ساختار کلی و محتوای مقدمه

به طور کلی ساختار مقدمه از توالی زیر پیروی می­کند:

1.      ارائه زمینه و دیدگاه درباره موضوع و اهمیت

2.      مروری کوتاه بر متون علمی موجود

3.      بیان نطق منجر به  انجام پژوهش

4.      بیان هدف مطالعه[40]

 

در مقدمه به سه سئوال اصلی پاسخ داده می­شود:

·        چرا این مسئله اهمیت دارد؟

محقق تلاش می­کند تا خواننده را علاقمند کند و او را از مسایل خاصی که قصد آزمایش آنها را دارد؛ آگاه سازد.

·        پیشینه تحقیق و گستره آن چیست؟

محقق با مرور پژوهش­های قبلی  کتاب­شناسی تحقیقات انجام شده، با دیدگاهی انتقادی به مرور تحقیقات گذشته و نارسائی­های آنها می­پردازد.

·        چه کوششی در این مقاله انجام شده است؟

محقق به بیان روش­های استفاده در پژوهش، علت انتخاب این روش­ها، چگونگی انجام آن و رفع کمبودهایی که در کارهای قبلی بوده می­پردازد

رعایت نکات زیر در مقدمه­ ضروری است:

·        مقدمه به زمان حال نوشته شود

·        هرگز در مقدمه به نتایج حاصل از مطالعه نباید اشاره شود

·        تا حد امکان از افعال معلوم استفاده شود

·        تا حد امکان از مخفف­های نادر و بعضاً نامأنوس استفاده نکنید

·        از تکرار واژگان کلیدی پرهیز شود؛ زیرا به زیبایی مقدمه ضربه می­زند

·        مقدمه باید برای خواننده نوشته شود نه برای نویسنده

·        مخفف­ها و اصطلاحات مقاله در ابتدای مقدمه توضیح داده شوند

·        نتایج به طور کامل نوشته شوند تا خواننده دچار ابهام و سردرگمی نشود

·        نگارش مقدمه طولانی نباشد

·        در مرور کتاب­شناسی و مقاله­ها، به ترتیب اهمیت یا زمان ذکر شوند

·        درپاراگراف آخر نارسائی­ها بیان شوند

·   مقدمه باید در ابتدای یک اثر قرار گیرد، ولی از نظر زمانی جزء آخرین نوشتارهاست و یا لااقل در مراحل پایانی بازبینی و تکمیل می­شود[41].

 

 

اشکالات شایع در مقدمه:

برخی مشکلات شایع در نوشتن مقدمه عبارتند از:

v    عدم بیان هدف از انجام مطالعه که موجب سردرگمی خواننده می­شود

v    عدم اشاره به مراجع مرتبط که از اعتبار مطالعه می­کاهد

v    شرح تحقیقاتی که ارتباط دوری با مطالعه فعلی دارند و موجب خستگی خواننده می­شود

v    عدم توضیح ساختار تئوریک کلی مطالعه که مخاطب را در خواندن سایر قسمت­های مقاله فاقد دیدگاه نگه می­دارد[42].

 

روش شناسی (methodology)

اگر بخواهیم تنها در یک جمله هدف از بخش روش شناسی را در یک مقاله بیان کنیم؛ باید گفت: « متنی است که اگر سایر محققان قصد تکرار مطالعۀ ما را داشته باشند، بتوانند مطابق با آن تمامی مراحل کار را تکرار نمایند » . پس از مقدمه بخش روش شناسی  می­آید،که در آن محقق باید جزئیات شیوۀ اجرای پژوهش را توصیف می­کند. چنین توصیفی خواننده را قادر می­سازد تا درستی و تناسب روش با اهداف  و موضوع و نیز اعتبار و صحت نتایج را ارزیابی کند. همچنین امکان استفاده از این روش را در تحقیقات دیگر محققان فراهم آورد[43].

ممکن است که افراد دیگری به مقاله مراجعه کنند و یا حتی آن را تکرار کنند، بنابراین باید توضیح مشخصی از مراحل انجام و چگونگی انجام مطالعات فراهم شود. در روش شناسی به معرفی جامعه( تعداد و ویژگی­های شاخص آن) و نمونه تحقیق، ابزار تحقیق، روش تحقیق، روش اجرا، و روش تحلیل داده­ها پرداخته می­شود. پس از معرفی جامعه تحقیق، تعداد جامعه و نمونه و همچنین نحوۀ نمونه گیری معرفی می­شود.

ابزار تحقیق می­تواند شامل ابزارهای آزمایشگاهی، پرسشنامه ( که بایستی روایی و پایایی آن مشخص شود)، کیت­های آزمایشگاهی و یا وسیله خاص باشد. در توضیح روش اجرای تحقیق، پس از بیان فرضیه­ها یا اهداف تحقیق (برای مثال، توصیفی، همبستگی، علی پس از وقوع، نیمه تجربی، تجربی و...) مشخص می­شود. در ادامه به روش تحلیل داده­ها (شامل روش­های آماری، آماره­ها و آزمون­های آماری مورد استفاده) اشاره می­گردد.

اجزا و مواد روش شناسی

اجزا و موادی که در بخش روش شناسی بایستی ذکر شود باید به صورت زیر باشد:

·        طرح مطالعه

·        زمان و مکان تحقیق

·        جامعه مورد مطالعه

·        متغییر ها و نوع مداخلات

·        شیوه برآورد نمونه

·        شیوه جمع آوری داده­ها

·        پیگیری و ارزیابی نحوه تجزیه و تحلیل داده­ها[44]

 

این اجزا را می­توان به طور خلاصه در چهار بخش گنجاند:

1.      طرح مطالعه[45]

2.      نمونه­ها[46]

3.      اندازه­گیری­ها[47]

4.      تجزیه و تحلیل[48]

 

آنچه که اهمیت دارد، سیر منطقی بیان این اجزاست. در این ارتباط حتماً لازم است به بخش راهنمای مؤلفین مجله مورد نظر مراجعه شود. در برخی مجلات نگارش این اجزا در یک بخش واحد معمول است. در حالیکه در برخی دیگر از مجلات این اجزا در پاراگراف­های جداگانه و با عنوان مجزا آورده می­شوند. البته این عنوان­ها محدود به مواردی که ذکر شد نیست و به ماهیت مطالعه و اسلوب مجله بستگی دارد.

در موقع نگارش بخش روش شناسی در مقاله باید نکات زیر را مد نظر قرار داد:

v    مطالب به زمان گذشته نوشته شوند.

v  مشخصات کامل معرف­های شیمیایی، منابع، وسایل وموارد به کار رفته و همچنین، دستگاه مورد استفاده برای اندازه­گیری ذکر شوند.

v    شرایط فیزیولوژیکی، جنس و سایر مشخصات دقیق حیوانات آزمایشگاهی آورده شوند.

v    حیطه و جزئیات کار برای نمونه­های انسانی ذکر شوند.

v  یک نمونه از ابزار اندازه­گیری (مانند پرسشنامه) و یا داده­هایی جهت معرفی ابزار در بخش پیوست­ها در پایان نامه یا گزارش تحقیقی آورده شده و در بخش روش شناسی به آن ارجاع داده می­شود[49].

یافته­ها (results)

بخش یافته­ها پاسخ اختصاصی به پرسش­های پژوهشی و اهدافی را که در بخش مقدمه مطرح گردیده فراهم می­نماید. این پاسخ­ها بعضاً مطابق انتظار ما هستند ولی اگر مخالف با ایده اولیه ما نیز باشد باید آنها را گزارش نماییم. بسیاری معتقدند که نگارش بخش یافته­ها  ساده­ترین قسمت در تحریر مقاله است. معمولاً این بخش حاوی تفسیر اطلاعات یا جملاتی که نیازمند ذکر منابع باشد؛ نیست[50].

نتایج پژوهش، یکی از بخش­های مهم یک مقاله پژوهشی می­باشد که به نتایج بدست آمده از پژوهش می­پردازد. در این بخش، باید به طور خلاصه اصلی­ترین نتایج پژوهش را با استفاده از جدول و نمودار بیان داشت. لازمه نگارش این بخش ارئه­ی نتایج مناسب، استفاده­ی مطلوب از ابزار نمودار است که بتواند خیلی سریع و با کمترین حجم، بیشترین اطلاعات را به خواننده انتقال دهد. ارائه نتایج معمولاً شامل دو بخش توصیفی[51] و استنباطی[52] است.

بخش توصیفی که در ابتدا درج می­شود شامل تشریح توصیفی متغییرهای پژوهش با استفاده از جداول و نمودارها می­باشد که در انتخاب آن باید شفافیت و اختصار مدنظر باشد. به این معنی که جداول و نمودارها اطلاعات مشخصی را درخود جای دهند که با یک نگاه به میزان تغییرات آن پی ببریم. اگر جداول و نمودارها بسیار متعدد و بزرگ باشند، معمولاً فهم آنها مشکل خواهد شد و ارزش مقاله کاهش می­یابد.

در بخش استنباطی سعی می­شود با یک یا دو جدول کلیه­ی فرضیه­های پژوهش بیان شود و با گذاشتن ستاره روی هر بخش، معناداری آنها را مشخص کنیم و در زیر جدول سطح معناداری درج شود. برای هر جدول و نمودار ذکر شماره الزامی است تا بتوان در متن با شماره به آن ارجاع داده شود. حجم تقریبی بخش ارائه­ی نتایج در یک مقاله باید در حدود 4-5 صفحه تایپ شده باشد[53].

به طور کلی دو روش برای بیان نتایج و یافته­ها وجود دارد:

1.      ارائه یافته­های به دست آمده بدون هیچ­گونه اظهار نظر دربارۀ آنها

2.      تفسیر یافته­ها پس از ارائه آنها به منظور مرتبط ساختن جملات مختلف

بررسی یافته­ها به عواملی پس از ارائه آنها به منظور مرتبط ساختن جملات مختلف " داده­ها" ارائه  می­شود (مثلاً فهرستی از تمامی اعداد به دست آمده از پاسخنامه­ها )، بلکه خلاصه ای از داده­ها اغلب به شکل نموداری می­آیند تا به آسانی توسط خواننده تفسیر شوند. بنابراین یافته­ها از اعداد  و ارقام، جداول آماری، نمودارها و علائم اختصاری آماری برای تکمیل نتایج و مطابقت آنان با فرضیه­ها استفاده می­شود.

برخی نکات مهم که در نگارش یافته­ها باید مدنظر قرار گیرند عبارتنداز:

v    یافته­های فرعی در جدول ضمیمه (پیوست) ذکر شوند.

v    از نمودارها و جداول برای بیان متغییرهای تحقیق استفاده شود.

v    از تکرار یک مطلب ثابت به صورت جدول و نمودار پرهیز شود.

v    مسائلی که بی جواب مانده و نیازمند پژوهش­های بعدی هستند فهرست شوند.

باید توجه داشت که اگر تحقیق به نتیجه مطلوب نرسید، ذکر علل ناکامی آن نیز خدمتی به علم است. اصولاً محقق نباید انتظار داشته باشد که نتیجه مورد انتظار او حاصل شود[54].

 

بحث و نتیجه­گیری ( discussion and conclusion)

 بحث و نتیجه­گیری یک از اساسی­ترین اجزای مقاله پژوهشی می­باشد که نگارش آن بر قوه ادراک و استنباط نویسنده استوار است. این بخش جایی است که محقق یافته­هایش را برای مخاطبین روشن ساخته و به تشریح و تفسیر نتایج به دست آمده در تحقیقات گذشته در آن زمینه خاص می­پردازد. نگارش این بخش از مقاله مستلزم تلاش و تفکر بیشتری بوده و نوعی تمرین منطق و انظباط است. به عقیده بسیاری، این قسمت مشکل­ترین و حساس­ترین بخش مقاله است. در واقع معنا و مفهوم حقیقی پژوهش در این بخش روشن می­شود. در این بخش باید اتباطی واضح بین پژوهش فعلی و مطالعات قبلی که در این زمینه انجام شده برقرار گیرد. تأکید بر جنبه­های مهم و جدید مطالعه واشاره به مطالعاتی که لازم است در آینده  انجام گیرد؛ از دیگر مشخصات این بخش است[55].

این بخش یکی از مشکل­ترین بخش­های یک مقاله می­باشد که پژوهشگران باید براساس نتایج به دست آمده از پژوهش و مقایسه آن با نتایج تحقیقات سایر پژوهشگران، به یک جمع بندی نهایی دست یابند و بتوانند پاسخ سؤالات پژوهش را به روشنی بیان کنند. معمولاً در این قسمت، ابتدا مروری کوتاه بر نتایج به دست آمده کرده و سپس آن را با نتایج تحقیقات مشابه که در گذشته انجام شده مقایسه می­کنیم. مقایسه با نتایج، فقط با ذکر اسم پژوهشگر وسال اجرای تحقیق انجام خواهد شد. اما این که جزئیات آن نتایج چیست، باید در بخش مقدمه و در پیشینه­ی پژوهش، نتایج پژوهش­های قبلی درج شوند. ارزش علمی یک مقاله معمولاً به حجم و غنای بخش بحث و نتیجه­گیری آن بستگی دارد؛ چرا که تولید علم در این بخش صورت می­گیرد. به صورت خلاصه فرایند این بخش به صورت زیر می­باشد:

v    پاسخ به سؤال پژوهش

v    توجیه و دفاع از نتایج

v    توضیح پیرامون تناقض میان یافته­ها و ارائه یافته­های غیر منتظره

v    بیان محدودیت­های مطالعه

v    بیان اهمیت یافته­ها

v    تأکید بر جدید بودن

v    پیشنهاد پژوهش­های آینده[56]

 

برای ورود به  این مبحث سه عامل مورد نیاز است:

1.      خلاصه یافته­های پژوهشی که در فصل دوم و تحت عنوان پیشینه تحقیق جمع آوری شده است.

2.      یافته­های تحقیق حاضر که مبتنی بر سئوالات، فرضیه­ها و اهداف است.

3.      فکر آسوده، خلاق و آماده تحلیل.

بحث و نتیجه­گیری از سه بخش تشکیل شده است:

v    حقایقی که محقق به آنها دست یافته

v    نظرات او درباره این حقایق

v    کاربردهای نظریه­های این حقایق

به طور کلی در بحث و نتیجه گیری به ارائه اساس نتایج، ارتباط وتعمیم نتایج (و نه صرفاً مرور نتایج)، ارائه استثناها و عدم همبستگی بعضی از یافته­ها، و بیان نواقص کار و روش تحقیق پرداخته می­شود.

در موقع بحث بر روی یافته­ها باید به مرور پیشینه ارجاع داده شود. برای مثال، آنها چگونه با یافته­ها و نتایج دیگران ارتباط داده می­شوند؟ این نتایج همسو هستند یا غیر همسو؟ یکی از مشکلات رایج در اینجا، بحث بدون توجه به ادبیات پیشینه است.

برخی از نکات مهمی که در نوشتن بحث باید  مدنظر قرار گیرند عبارتنداز:

v    زمان در بحث به صورت تناوبی، حال و گذشته است.

v    حقایق به شکل ساده و روان بیان می­شوند.

v    از مطالب زائد و تکرار مترادف­های لفظی خودداری شود.

v    ابتدای هر جمله با پاراگراف باید نتیجه پژوهش محقق باشد و سپس نتایج سایر پژوهش­ها آورده شوند[57].

 

تقدیر و تشکر  (acknowledge)

بخش سپاسگزاری یا تقدیر و تشکر در واقع مجالی برای  تشکر رسمی از کسانی است که در انجام مطالعه به شما کمک کرده­اند اما معیارهای لازم را برای ذکر نام­شان به عنوان نویسنده مقاله را دارا نمی­باشند. گرچه گنجاندن این قسمت در مقاله، اختیاری می­باشد اما در بسیاری از مقالات به چشم می­خورد.

مهمترین و معمول­ترین مواردی که در قسمت سپاسگزاری از آنها یاد می­شود عبارتنداز:

1.      حمایت کلی از جانب رئیس دپارتمان یا مؤسسه

2.      کمک تکنیکی یا آزمایشگاهی

3.      کمک در جمع آوری داده­ها

4.      کمک در زمینه آماری یا گرافیکی

5.      حمایت مالی از جانب سازمان  تأمین کننده بودجه تحقیق: مانند دانشگاه، مرکز تحقیقاتی یا شرکت­ها

6.       آماده ساختن جزئیات بالینی مربوط به بیماران

7.      بازبینی متن مقاله

8.      کمک در نگارش مقاله

افرادی مانند همسر یا والدین گرچه ممکن است با حمایت­های عاطفی خود کمک شایانی در به نگارنده کنند؛ اما صرفاً به دلیل رابطه دوستی و خانوادگی، نام­شان در بخش تقدیر و تشکر ذکر نمی­شود[58].

تقدیر و تشکر از افراد بصورت مؤجز و ساده ابراز می­شود و لازم است از عبارات ادبی و ثقیل اجتناب گردد. تنها نام بردن از افراد در این بخش کفایت نمی­کند بلکه باید نقش[59] آنها نیز ذکر شود.

برخی از مجلات از نویسندگان مقالات می­خواهند از کلیه افرادی که نام آنها در بخش تقدیر و تشکر ذکر نموده­اند، اجازه­نامه کتبی دریافت نمایند. علت آن است که بعضی از خوانندگان ممکن است چنین استنباط کنند که آن مقاله مورد تأیید افرادی که نام­شان در بخش تقدیر و تشکر ذکر شده است نیز باشد. لذا در این مورد نیز باید طبق اسلوب مجله عمل نمود. قسمت تقدیر و تشکر فرصت مناسبی جهت قدردانی رسمی از افرادی است که اصطلاحاً به آنها " همکاران خاموش[60] " گفته می­شود. تعیین کنید که این افراد در مطالعه شما چه کسانی هستند و سپس متن این قسمت را با اشاره به نقش آنها و با بیان ساده و موجز تنظیم نمایید.ذکر نام افراد مزیت علمی چندانی برای آنان ایجاد نمی­کند ولی نشانگر دقت نویسنده مقاله در قدردانی از کسانی است که علیرغم همکاری در اجرای پژوهش یا نگارش مقاله واجد معیارهای نویسندگی (جهت احتساب در فهرست نویسندگان) نبوده­اند[61].

 

 

 

پیوست و ضمیمه (Appendix)

قسمت ضمیمه ، این فرصت را در اختیار نویسنده قرار می­دهد تا بدون آنکه جریان مقاله را قطع نماید، اطلاعاتی هر چند غیر ضروری را که می­تواند برای روشن ساختن مطلبی در مقاله کمک نماید؛ مطرح نماید. در واقع اطلاعات این قسمت، مکمل یا اضافی محسوب می­شوند و ذکر آنها برای  درک اصل مقاله لازم نمی­باشد.

نمونه­هایی از مواردی که ممکن است در بخش ضمیمه جای گیریند، عبارتنداز:

1.      اطلاعات خام

2.      نقشه­ها(به ویژه از نوع تاشونده[62])

3.      تصاویر اضافی

4.   توضیح فرمول­ها( این فرمول­ها ممکن است از قبل شناخته شده باشند و یا اینکه شما یک مجموعه عملیات ریاضی یا آماری برای آنالیز داده­ها اختراع کرده باشید)

5.      برنامه کامپیوتری تخصصی برای یک روش خاص

6.       نمودارهای مربوط به یک وسیله خاص

7.      نام ژنریک ترکیبات شیمیایی که در متن مقاله به اختصار یا با نام معمولی­شان بدان­ها اشاره شده است.

البته فهرست فوق در برگیرنده همه موارد نیست و موارد دیگری نیز ممکن است در بخش ضمیمه گنجانده شوند[63].

 

منابع و مرجع نگاری (references)

مرجع نگاری در متون علمی و پژوهشی پدیده­ای رایج می­باشد. ساختار متون علمی همچون کتاب، انواع مقالات، و پایان نامه­ها متفاوت هستند اما به لحاظ درج مراجع به یکدیگر شباهت دارند. این امر گویای اهمیت آشنایی با اصول مرجع نگاری با توجه به کاربردهای آن است. استناد به منابع معتبر جهت تنظیم و طرح مطالب در یک نوشتار علمی به عنوان یک اصل بدیهی پذیرفته شده است. ارائه فهرست کاملی از مراجع مورد استفاده برای اطلاع خوانندگان از آن رو حائز اهمیت است که امکان بررسی صحت و سقم محتوای یک نوشتار علمی و اعتبار آن را فراهم می آورد. در عین حال ذکر مراجع مورد استفاده در متن نوشتارلازمه رعایت امانتداری و اخلاق در نگارش علمی است.

از مقالاتی که برای مجلات داخلی ارسال یا در آنها چاپ می­شوند این طور بر می­آید که پژوهشگران ایرانی  چندان به اسلوب صحیح مرجع نگاری آشنا نیستند یا به آن توجه نمی­نمایند. در مجلات بین المللی نیز چنین اشکالاتی فراوان دیده می­شود. مطالعات متعددی میزان اشکالات در مرجع نگاری را در مجلات مختلف بین 30 تا 50 درصد گزارش کرده­اند. نکته جالب توجه آن است که درصد اشکالات مرجع نگاری طی یک مقایسه ده ساله روبه افزایش گزارش شده است. این امر گویای عدم توجه نویسندگان و مرورگران با این بخش مهم است. بی تردید مرجع نگاری صحیح یکی از ارکان فنی در نگارش علمی بوده ، آشنایی با آن لازمه تدوین و انتشار متون علمی به ویژه مقاله در مجلات معتبر می­باشد[64].

در انتهای هر مقاله  منابع و مآخذ مورد استفاده در مقاله درج خواهد شد. در این بخش، ابتدا منابع فارسی و سپس منابع لاتین بر اساس حروف الفبا درج می­شوند. برای هر منبع یک شماره منظور می­شود و شماره­ها از یک شروع شده و در بخش لاتین تا آخرین منبع ادامه می­یابد.  شماره­ی هر منبع، ملاکی برای ارجاع به آن در داخل متن است. در صورتی که از مطالب یک منبع در متن استفاده شود ، با ذکر صفحۀ مربوطه مشخصات آن منبع در انتها درج می­شود و از درج منابعی که از آنها در متن استفاده نشده باشد خودداری شود. بنابراین به کلیه منابع باید در متن ارجاع داده شده باشد. مراجع درج شده در انتهای مقاله می­تواند مجله، کتاب، پایان نامه، یا سایت اینترنتی باشد که برای نگارش آن بر اساس شیوه­های مختلفی استفاده می­شود.

برای مستند سازی نقلِ قول­ها و ارجاعا نوشته­های تحقیقی شیوه­های مختلفی پیشنهاد شده است. نویسندۀ نوشتار تحقیقی باید بداند که کدام شیوه را به کار برد؟ و چرا؟ برای پژوهش­های مقاله باید به اسلوب مجله مراجعه شود تا که تعیین شود باید از کدام شیوه استفاده شود؛ چرا که هر مجله­ای شیوه­نامۀ خاص خود را دارد. حداقل هفت شیوه نامه مشهور بین المللی وجود دارد که هر کدام از آنها در برخی رشته­های علمی مقبولیت بیشتری دارند. این شیوه­ها عبارتنداز:

1.      شیوه نامه انجمن روانشناسی آمریکا(APA ): برای رشته­های روانشناسی، آموزش و پرورش، دیگر علوم اجتماعی.

2.      شیوه نامه انجمن زبان مدرن(MLA ): در ادبیات، هنر و علوم انسانی.

3.      شیوه نامه انجمن پزشکی آمریکا(AMA ): در حوزه­های پزشکی، بهداشت و درمان، علوم زیست شناختی.

4.      تورابیان: شیوه نامه نگارش تحقیق کلاسی، رساله و پایان نامه تحصیلی برای دانشجویان کالج تنظیم شده است.

5.   شیوه نامه دانشگاه شیکاگو(CMS ): راهنمای عمومی برای همه رشته­ها که در انتشار کتاب، مجله، روزنامه، و موارد غیر تحیقیقی مورد استفاده قرار می­گیرد.

6.   شیوه نامه دانشگاه هاروارد: روش " نویسنده- تاریخ انتشار" را پیشنهاد کرده و در رشته­های علوم طبیعی، علوم اجتماعی و نوشته­های دانشگاهی مورد استفاده قرار می­گیرد.

7.      راهنمای سبک آنلاین دانشگاه کلمبیا(CGOS ): برای منابع اینترنتی جدیدتر و به روزتر است[65].

 

در اکثر مجلات تربیت بدنی و علوم ورزشی برای نگارش مراجع از سبک  ونکوور[66] استفاده می­شود. . در اين شيوه، ابتدا نام‌خانوادگي و نام مؤلف، سپس سال انتشار و عنوان مقاله يا كتاب و پس از آن نام مجله يا انتشارات و در انتها شماره‌ي مجله و صفحه‌ي مورد استفاده درج  مي‌گردد. يك نمونه‌ي فارسي و انگليسي در ادامه درج شده است.

1- كاشف، مجيد (1382) ارتباط ويژگي‌هاي جسماني و حداكثر اكسيژن مصرفي با زمان شناي سرعتي و استقامتي، نيرو و نشاط (10): 69-79.

2- Slaughter M.H. et al. (1977) “Relationship of somatotype and body composition to physical performance in 7 to 12 years old boys” Research quarterly, Vol. 48, No. 7, PP. 153-168.

سبک ونکوور- مقاله

نویسنده

Name(S) of author(S).

عنوان مقاله

Manuscript title.

نام اختصاری مجله

Journal title.

زمان انتشار(سال)

Publication date(year) ;

دوره و شماره

Volume & issue :

شماره صفحه

Page number (pagination).

 

ارزش علمي يك مقاله علمي- پژوهشي به تعداد و جديد بودن منابعي است كه از آنها استفاده شده باشد. البته تعداد منابع فارسي و انگليسي معمولاً نبايد بيشتر از 2 صفحه‌ي تايپ شده باشد. اما جديد بودن منابع، يكي از ملاك‌هاي اصلي براي اعتبار مقاله است كه در اين خصوص بهتر است در انتخاب مقالات به آن دقت شود[67].

 

 

 

اصول نگارشی در مقاله نویسی

 

   هر نوشته اي بايد اولاً دقيق باشد تا انديشه و پيامهاي نويسنده را به خوبي برساند و ثانياً براي خواننده روشن و رسا باشد تا به آساني بتواند آن را درك كند بنابراين نگارنده بايستي از طرفي ويژه گيهاي زبان خود را به خوبي بداند تا بتواند از آن بطور صحيحي بهره بگيرد و هم اينكه، به هنگام نوشتن مطلب، وضعيت خوانندگان آن را در نظر بگيرد.

  نشانه گذاري در نويسندگي نيز اهميت فراوان دارد. نويسندگان در نوشته هاي خود از نشانه هائي براي تفكيك مطالب يا كمك به خواننده در درك و فهم بهتر جمله استفاده مي كنند[68]. در پايان نـامـه نويسي نيز محقق براي رساتر كردن مطالب خود بايـــد از نشانـه ها هماننـد نوشته هاي ديگر استفاده نمايد.

نشانه هاي رايج و پذيرفته شده به قرار زير است:

 

(.)نقطه، اين نشانه معمولاً در موارد زير بكار مي رود:

      1)         در پايان جمله هاي بياني و امري قرار مي گيرد و ختم جمله را اعلام مي دارد.

      2)         پس از حروف مستقلي كه ابتداي چند كلمه يا صورت مخفف واژه ها است.

نمونه: د. ع. پ. ت ( = دانشگاه علوم پزشكي تبريز).

 

(؟) علامت سؤال، اين نشانه در موارد زير بكار مي رود:

      1)         در پايان جمله هاي سؤالي مستقيم

      2)         براي نمايش مفهومي كه در آن شك و ترديد  وجود دارد كه در اين مورد معمولاً آنرا در داخل دو كمان يا پرانتز () قرار مي دهند.

نمونه: نظريه مركزيت خورشيد در منظومه شمسي براي اولين بار توسط گاليله (؟) مطرح شد.

      3)         در انتهايي عبارتي كه مفهوم پرسشي دارد و خود عبارت قسمتي از يك جمله مي باشد.

 مثال: پايان نامه آقاي …. تحت عنوان « آيا ورزش درپیشگیری از بیماری­ها موثر است؟ » در جلسه شوراي پژوهشي مطرح گرديد.

 

(!) علامت تعجب، علامت مذكور در انتهاي عباراتي كه نشانگر تعجب، هيجان يا تأكيد هستند مورد استفاده قرار مي گيرد.

 

(،) ويرگول، براي جدا نمودن كلمات يا قسمتهاي جمله بكار مي رود.

نمونه: از علايم كمبود ويتامينC  مي توان به خونريزي لثه ها، عدم ترميم زخمها، كاهش مقاومت بدن در برابر بيماريها و خستگي عضلاني اشاره كرد.

 (؛) نقطه ويرگول يا جدائي نما، براي تفكيك دو جمله بيانـي كـوتاه كه ارتباط و  پيونـد نزديكي با يكديـگردارند، مورد استـفاده قرار مي گيرد.

 

 نمونه: از عوامل مؤثر در بروز عوارض، مدت زمان عمل جراحي بود؛  بطوريكه جراحي هاي  طولانيتر، با عوارض بيشتري همراه بودند.

(:) دو نقطه،  در اين موارد استفاده مي شود:

1)     براي برشمردن و بيان كردن بخش هايي از يك كل يا تفضيل يك موضوع

مثال: علايم بيماري اسكلروز متعدد عبارتنداز:

2)     قبل از نقل قول مستقيم

3)     پس از خطاب يا عنوان نامه

مثال: همكار گرامي:

4)     پيش از مطلبي كه به عنوان تكرار يا توضيح مطلب قبل از آن مي باشد.

نمونه: كار محققين فوق به دو مطلب مهم اشاره مي كند:

5)     بين رقم ساعت و رقم دقيقه

6)     بين عنوان اصلي و عنوان فرعي كتاب، مقاله و …

مثال: روشهاي تحقيق در علوم پزشكي: با تأكيد بر مسايل آماري

() سه نقطه، اين علامت در موارد زير  استفاده قرار مي گردد:

1)     بجاي يك يا چند كلمه حذف شده

2)     بجاي واژه هائي مانند ”و غير”

 

(-) تيره كوتاه، دراين موارد استفاده مي شود:

1)     براي تقطيع كلمات

2)     براي نشان دادن ناتمامي كلمه اي كه در پايان يك سطر قرار گيرد و بقيه آن در سطر بعد نوشته شود.

3)     براي پيوستن كلمه ها به منظور ايجاد مفهوم

مثال: مطالعه مذكور يك مطالعه توصيفي ـ مقطعي مي باشد.

4)     در دو طرف جمله اي درون جمـله هاي ديگر استفاده مي شود به طوريكه نويسنـده توجه به مفهوم آن را ضروري مي پندارد اما به طور مستقيم به متن اصلي مرتبط نيست.

نمونه: از عوارض اين بيماري به نابينايي ـ كه در آمريكايي هاي آسيايي تبار بيشتر است ـ و آتروفي قشر مغز اشاره كرد.

 

( ) پرانتز، براي توضيح اضافي استفاده مي شود:

نمونه: محمد حسين طباطبايي ( كه نبايد با علامه طباطبايي اشتباهش كنيم) به عنوان فيلسوف بزرگ سالهاي اخير شناخته مي شود.

        محمد حسين فرهاد منش ( مسؤول مؤسسه تحقيقاتي مزبور در بين سالهاي 1372 تا 1374 ) بنيانگذار اصلي اين روش بود.

(« ») گيومه، در موارد ذيل استفاده مي شود:

 

1)     در دو طرف جمله يا عبارتي كه عيناً از مرجعي نقل مي شود استفاده مي شود.

2)     درآوردن عنوان سخنراني ها و مقاله ها و فصلهاي يك كتاب و … براي مشخص كردن آنها

نمونه: «در تأثير تربيت» باب هفتم گلستان سعدي است.

مثال: عنـوان اولين سخنراني كنگره، « تأثير نحوه احيا بر مرگ و مير نوزادان نيازمند احيا » مي باشد.

  نكته اي كه در نقل مقاله بايد به آن توجه كرد اين است كه استفاده از نقل قول هاي بسيار طـولاني در پايان نامه از لحاظ ساختار نوشتاري چندان مناسب نيست. اما وجود نقل قول هائي به صورت مختصر و مفيد، مطلب و نوشته فرد راحتي جلوه مي دهد و نشانه اي از احاطه او بر موضوع مورد بحث است[69].

 ( / ) مميز

-         براي نشان دادن تاريخ هاي معادل در دو يا چند دستگاه گاه شماره؛ مانند: 1368ش/1989م.

-          

[] قلاب/ كروشه، در اين موارد كاربرد دارد:

-         براي نشان داذن اطلاعات افزوده به نقل قول، به منظور رفع ابهام يا تكميل ساخت نحوي جمله؛ مانند:

«  او[حسن] نيز از جمله افرادي بود كه در جنگ شركت جست. »

« نبايد از آزادي[گريخت] و به اسارت تن داد. »

-         براي نشان دادن خطا يا لغزش در جمله يا عبارت نقل شده، همراه با كلمة « كذا » يا نظاير آن؛ مانند:

« اين سخن را استخري [كذا]نقل كرده است. »

يا « اين سخن را از استخري[ اصطخري] نقل كرده است. »

-         به جاي كمانك در داخل كمانكي ديگر؛ مانند:

اين مطلب را از همان كتاب ( فصل پنجم[يا بخش پنجم]) نقل كرده بود.

-         در مورد عناصر وضعيت نشر كتاب كه معلوم نباشد يا از صفحة عنوان يا صفحة حقوق تاليف يا بخش هاي ديگر متن به دست نيامده باشد؛ مانند:

[بي نا، 1365] و امثال آن

(*) ستاره

-         گاه در ارجاع به جاي شماره به كار مي رود. ولي بهتر است بجز در موارد ضروري، براي اين منظور از آن استفاده نشود.

 

خط كشيدن ذيل كلمات و عبارت

    براي برجسته كردن بخش هايي از نوشته، معمولاً ذيل آنها خط مي كشند ( و در چاپ آنها را با حروف ايرانيك يا كج مي چينند). مواردي از اين نوع به قرار زير است:

عناوين كتاب ها، مجله ها، روزنامه ها، نمايشنامه ها، فيلم ها، آثار هنري، قطعات موسيقي و اشعار بلند[70]؛ مانند:

فرهنگ فارسي معين                                                                مجلة دانشمند

 

 

 

 

الگوي تهيه­ي مقالات براي ارائه به نشریات

نام و نام خانوادگي نويسنده

 

گروه آموزشی يا واحد سازمانی مربوط، نام سازمان

شهر، کشور

آدرس پست الکترونيکی

 

چكيده

چكيده­ي مقاله را بايد در دو جمله بنويسيد. چكيده بايد به طور صريح و شفاف موضوع پژوهش و نتايج آن را مطرح كند؛ يعني بيان كند چه كاري، چگونه، و براي چه هدفي انجام و چه نتايجي حاصل شده است. در چكيده از ذكر جزئيات كار، شكل‌ها، جدول­ها، فرمول‌ها، و مراجع‌ پرهيز كنيد.

واژگان كليدي

چهار كلمه به عنوان واژگان كليدي انتخاب شود. اين كلمات بايد موضوعات اصلي و فرعي مقاله را نشان دهند.

مقدمه

در اين نوشتار مقدمه و متن مقاله از شما خواسته نمي شود و تنها بخش هاي عنوان، چكيده، واژگان كليدي، خلاصه، نتيجه گيري و فهرست مراجع بايد نوشته شود. در نوشتن عنوان مقاله موارد تحديد موضوع را به دقت رعايت كنيد. موضوع مقاله نبايد گسترده و يا نامربوط باشد. قسمت­هاي نوشتار و املا تنها براي آموزش است و بايد در نوشته رعايت شود.  كل نوشته­ي شما نبايد بيش از يك صفحه باشد. هنگام ذخيره­ي فايل به نام خود اشاره كنيد. سعي كنيد از آدرسي براي پست الكترونيكي استفاده كنيد كه گوياي نام شما باشد.

جدول (1): اندازه و نوع قلم‌ها

اندازه­ي قلم

نام قلم

موقعيت استفاده

18

نازنين پررنگ

عنوان مقاله

12

نازنين

نام نويسندگان

14

نازنين پررنگ

عناوين بخشهاي سطح 1

13

نازنين پررنگ

عناوين بخشهاي سطح 2

12

نازنين پررنگ

عناوين بخشهاي سطح 3

10B

نازنين پررنگ

متن چكيده و كلمات كليدي

10

نازنين

زيرنويس و آخرنويس

10

نازنين پررنگ

عناوين شكل‌ها و جدول­ها

9

نازنين

متن شكل‌ها و جدول­ها

11

نازنين

فرمول­ها

10

نازنين

مراجع

11

نازنين

متن مقاله


قواعد نوشتاري

اين قسمت فقط براي آموزش است و از شما خواسته نمي شود. شيوايي و رسايي نوشتار در گرو ساده­نويسي است. تلاش شود در متن مقاله از جملات رسا، گويا، و كوتاه استفاده شود و از نوشتن جملات تودرتو پرهيز شود. به اين جمله دقت كنيد: «آهنگي كه شما از فروشگاه iTune دريافت مي‌كنيد توسط قالب DRM اپل كه يك قالب فايل AAC انحصاري و محافظت شده است كه اپل مجوز استفاده از آن را به هيچ كس نمي‌دهد، محافظت مي‌شود». اين جمله در واقع از سبك نگارش زبان انگليسي پيروي مي‌كند و به هيچ وجه براي جملات پارسي مناسب نيست. به راحتي مي‌توان اين جمله را به اين صورت بازنويسي كرد: «آهنگي كه شما از فروشگاه iTune دريافت مي‌كنيد توسط قالب DRM اپل محافظت مي‌شود. اين قالب يك قالب فايل AAC انحصاري و محافظت شده است، و اپل مجوز استفاده از آن را به هيچ كس نمي‌دهد».

جداسازي اجزاي مختلف يك جمله نيز نقش زيادي در فهم آسان آن دارد. ويرگول مي­تواند اجزای يک جمله را در جايی که نياز به مکث هست، ازهم جدا کند؛ حال آن که نقطه ويرگول برای جداسازی دوجمله که با هم ارتباط معنايی دارند، بکار مي­رود. نقطه نيز براي جدا كردن جملات مورد استفاده قرار مي­گيرد. درکاربرد هلالين (پرانتز) بايد توجه شود که عبارت داخل آن براي توضيحي است که از اجزای جمله محسوب نشده و درصورت حذف خللي به آن وارد نمي­شود. درمقابل، گيومه برای برجسته کردن جزيي از جمله بکار مي­رود.

تا جاي ممكن از به كار بردن كلماتي مثل «بوده باشد» پرهيز شود. بكارگيري كلمات دشوار و غيرمعمول تنها باعث پيچيده شدن جمله و دشوار شدن فهم آن مي‌شود. نشانه مفعول (حرف «را») بايد بلافاصله پس از مفعول قرار گيرد. به اين جمله دقت كنيد: «اين شكل تنظيمات لازم براي صفحه‌بندي را نشان مي‌دهد». بهتر است اين جمله را به صورت زير بازنويسي كنيم: «اين شكل تنظيمات لازم را براي صفحه‌بندي نشان مي‌دهد».

براي كلمات فني تا حد امكان از معادل‌هاي پارسي استفاده شود. بدون ترديد كلمه «پردازش» زيباتر از «پروسس» است، و يا كلمه «ريزپردازنده» از «ميكروپروسسور» مناسب‌تر است. در چنين مواقعي اگر احتمال مي‌دهيد خواننده با معادل پارسي آشنا نيست، از آخرنويس براي نوشتن معادل انگليسي استفاده كنيد. اين كار را در اولين كاربرد معادل‌هاي پارسي انجام دهيد.

تا حد امكان از كلمات انگليسي در جملات استفاده نكنيد. مثلاٌ به جاي نوشتن Microsoft مي­توانيد بنويسيد: «ميكروسافت». اگر ناچار شديد در يك جمله از كلمات انگليسي استفاده كنيد، حتماً فاصله كافي بين آن­ها و كلمات پارسي را رعايت كنيد.

علامت‌گذاري

براي خوانايي بهتر مقاله بايد سعي شود تا حد امكان علامت­گذاري متن مقاله به درستي انجام شود. دقت كنيد تمام علامت‌هايي مثل نقطه، ويرگول، نقطه ويرگول، دونقطه، و علامت سوال بايد به كلمه قبل از خود چسبيده باشند، و از كلمه بعدي تنها به اندازه يك فضاي خالي فاصله داشته باشند. علامت خط تيره بايد به اندازه يك فضاي خالي از كلمه قبل و بعد از خود فاصله داشته باشد؛ مگر اين كه كلمه قبلي يا بعدي يك عدد باشد، كه در اين صورت بايد به آن بچسبد. بين كلماتي كه جدا هستند بايد يك فضاي خالي فاصله باشد.

املاء

درستي نوشتار بر پاية املاي زبان پارسي ضروري است. در اين بخش برخي از موارد اشتباه متداول را يادآوري مي‌كنيم. مي‌توانيد اطلاعات دقيق‌تر را با مراجعه به كتاب­هاي نوشته شده در اين زمينه پيدا كنيد.

در افعال حال و گذشته­ي استمراري بايد دقت شود كه «مي» از جزء بعدي فعل جدا نماند. براي اين منظور از «فاصله­ي متصل» استفاده كنيد. براي نوشتن فاصله­ي متصل از «كليد Ctrl» به همراه «كليد -» استفاده كنيد. همچنين دقت كنيد كه جزء «مي» و جزء بعدي فعل را به صورت يك­پارچه ننويسيد. بنابراين «مي شود» و «ميشود» اشتباه، و درست آن «مي­شود» است.

در مورد «ها»ي جمع نيز دقت كنيد كه از كلمه­ي جمع بسته شده جدا نوشته شود. براي جدانويسي نيز از فاصله­ي متصل استفاده كنيد. مثلاٌ «پردازنده ها» را به صورت «پردازنده‌­ها» بنويسيد. جمع بستن كلمات پارسي يا لاتين با قواعد زبان عربي اشتباه است. بنابراين «پيشنهادات» و «اساتيد» اشتباه و درست آن­ها «پيشنهادها» و «استادان» است.

بهتر است همواره حرف اضافه «به» از کلمه­ي بعدی خود جدا نوشته شود، مگر آن که اين حرف جزء يک فعل يا صفت باشد؛ مانند: «برفت»، «بجا» و «بموقع».

در مورد کلمات حاوی همزه قواعدی وجود دارد که پرداختن به آن­ها دراين مقاله نمي­گنجد، اما برای نمونه به املای کلمات «مسأله»، «منشأ»، «رئيس»، و «مسؤول» دقت كنيد. هم چنين، همزه در انتهای کلماتی که به الف ختم مي­شوند، نوشته نمي­شود و درصورت اضافه شدن به کلمه­ي بعدی، از «ی» استفاده مي­شود: «اجرا شده»، و «اجراي برنامه».

فرمول‌ها و عبارات رياضي

براي نوشتن فرمول‌ها و عبارات رياضي بهتر است از ابزار Equation Editor استفاده شود. براي هر فرمول بايد يك شماره در نظر گرفته شود. اين شماره را در داخل يك جفت هلالين و بصورت راست‌چين قرار دهيد. تمام متغيرها، پارامترها، و نمادهاي يك عبارت رياضي بايد توضيح داده شوند. اگر قبل از نوشتن فرمول اين كار انجام نشده است، بايد بلافاصله پس از فرمول اين توضيحات بيان شوند. مانند:

(1)

كه درآن  چگالي تخميني و X P تابع توزيع امکان است. اگر تعداد متغيرها و پارامترها برای تعريف در ادامه­ي متن زياد است، از فهرست علايم در بخش ضمايم استفاده و يا به­صورت فهرست در زير رابطه تعريف شود.

براي نوشتن روابط رياضی مي­توان بدون بكارگيري ابزار Equation Editor، از بالانويسی[71]، زير نويسی[72]، و نمادهاي يونانی بهره گرفت. اين روش بيشتر براي ارجاع به متغيرها در متن مناسب است. مثلاٌ ما تابع توزيع امكان را در متن توضيحي فرمول (1) با اين شيوه نوشتيم. اين روش موجب مي­شود که فاصله سطرها به دليل استفاده از ابزار فرمول‌نويسي زياد نشود و تنظيمات صفحه به هم نريزد.

درصورتی که يک رابطه رياضی طولانی بود و دريک سطر جا نشد، مي­توان آن را در دو يا چند سطر نوشت. در اين حالت بايد سطرهاي دوم به بعد با تورفتگي شروع شوند. هم­چنين مي‌توان شماره­ي آن را نيز در يك سطر مستقل نوشت. فرمول (2) را ببينيد.

(2)

يك فرمول يا عبارت رياضي حتماٌ بايد بعد از ارجاع آن در متن ظاهر شود. الگوريتم‌هاي مقاله را نيز همانند عبارات رياضي شماره‌گذاري كنيد و به آن­ها ارجاع دهيد.

 

 CIM

 PIM

 PSM

 

Code

CIM to PIM mapping

PIM to PSM mapping

PSM to code mapping

شكل (1): فرايند توسعه در MDA [6]

خلاصه

در اين نوشتار بايد دو جمله كه دربرگيرنده­ي خلاصه­ي مقاله­ي شماست نوشته شود. در اين بخش بايد بنويسيد كه چه مسائلي مورد نظرتان بود و چه بررسي بر روي آن انجام داده ايد. در قسمت خلاصه نتيجه گيري نمي­شود اما يك يك مراحل انجام كار نوشته مي­شود و نتايج غيرآماري به اختصار اشاره مي­گردد.

نتيجه

در قسمت نتيجه گيري هرگز ننويسيد « از اين مقاله نتيجه مي گيريم ...؛» بلكه لحن نوشته­ي شما بايد به گونه اي باشد كه خود بيانگر نتيجه گيري گردد. به عنوان نمونه مي­توانيد بنويسيد در اين مقاله موارد مورد نظر بررسي شد، در قسمت يكم مواردي توضيح داده شد، در قسمت دوم مواردي تحقيق شد، در قسمت سوم نتايج حاصل گشت و در قسمت چهارم از نوشته اين نتيجه به عمل آمد. كل نوشته­ي شما نبايد بيش از يك صفحه باشد.

سپاسگزاري

دانشجويان محترم براي يادگيري بيش­تر مي­توانند مقاله­هاي چاپ شده در زمينه­ي كامپيوتر را كه پيوند داده شده­اند، در قسمت مقالات پژوهشي پايگاه شخصي من به آدرس  http://www.saderi.ir/Article.htm مشاهده كنند. از همكاري شما در طول سال تحصيلي 87-88 سپاسگزاري مي كنم[73].

مراجع

   [1]      نام خانوادگي، نام نويسندگان يا نام موسسه‌اي كه نقش نويسنده را دارد، عنوان كامل كتاب، نام و نام خانوادگي مترجمان با قيد كلمه­ي ترجمة، نام و نام خانوادگي ويراستار با قيد كلمه­ي ويراستة، شماره­ي جلد، شماره­ي ويرايش، محل نشر، نام ناشر، تاريخ انتشار.

   [2]      استالينگ، ويليام، اصول طراحي و ويژگي­هاي داخلي سيستم­هاي عامل، ترجمة محسن صديقي مشكناني، حسين پدرام، ويراستة محمود برنجكوب، ويرايش سوم، اصفهان، نشر شيخ بهايي، بهار 1380.

   [3]      نام خانوادگي، نام نويسندگان، عنوان پايان‌نامه، درجه‌اي كه پايان‌نامه براي دريافت آن نوشته شده است، نام دانشگاه، محل دانشگاه، شماره­ي صفحه‌ها، تاريخ انتشار.

   [4]      نام خانوادگي، نام مجري، عنوان طرح پژوهشي، شماره­ي ثبت، نام كامل سفارش دهنده، محل انجام طرح، تاريخ انجام طرح.

   [5]      نام خانوادگي، نام نويسندگان، "عنوان مقاله"، نام مجله يا كنفرانس، شماره­ي دوره يا مجله، شماره­ي صفحه‌ها، محل چاپ مجله يا برگزاري كنفرانس، تاريخ انتشار.

   [6]      Frankel, David S., Model Driven Architecture: Applying MDA to Enterprise Computing, OMG Press, Wiley Publishing, 2003.

   [7]      Sannella, M. J., Constraint Satisfaction and Debugging for Interactive User Interfaces, Ph.D. Thesis, University of Washington, Seattle, WA, 1994.

   [8]      Zachman, John A., "A Framework for Information Systems Architecture", IBM Systems Journal, Vol. 26, No. 3, 1987.

   [9]      Saderi T, "Article template", Technology Center of Tabriz, 2009.

[10]      Object Management Group. Unified Modeling Language: Superstructure, Version 2.0, ptc/03-07-06, July 2003,

منابع

 

 

1.       احمدی گیوی، حسن.(1352 ).« ادب و نگارش». تهران: انتشارات مدسه عالی بازرگانی. چاپ اول.

2.     آخوندزاده، شاهین.(1386 ).«مبانی نگارش علمی».تهران: انتشارات مرز فکر. چاپ اول.

3.    آذران، حسین.(1370 ).« آیین نگارش». تهران: انتشارات شرق. چاپ اول.

4.     دلاور، علی.(1386 ).« روش­های تحقیق در روانشناسی و علوم تربیتی». تهران: انتشارات دانشگاه پیام نور. چاپ سوم.

5.     رونق، محمد علی.(1364 ).«کتاب­شناسی روش تحقیق». مجله نشر دانش، سال پنجم، شماره 3 ، فروردین و اردیبهشت.

6.     سمیعی(گیلانی)، احمد. (1385 ).« نگارش و ویرایش». تهران: سمت. چاپ هفتم.(چاپ اول 1378 ).

7.    طلوع، قاسم.(1370 ).« شیوه­های سر مقاله نویسی». تهران: انتشارات رسانه. سال دوم. شماره سوم .

8.    طوسی، بهرام.(1373 ).« راهنمای پژوهش و اصول مقاله نویسی».مشهد: انتشارات  انتشارات ترانه. چاپ چهاردهم.

9.     فتوحی محمود.(1385 ) «آیین نگارش مقاله علمی- پژوهشی». تهران:انتشارات سخن .

10.   فراهانی، ابولفضل.(1388 ).« قواعد پژوهشگری در تربیت بدنی با تأکید بر نگارش پایان نامه و مقاله ». تهران.چاپ اول.

11.   کوزه­چیان، هاشم. (1388 ).« جزوه درسی روش تحقیق»

12.  مصاحب، غلامحسین.(1381 ).« دایره المعارف فارسی». تهران: جلد اول.

13. معتمدنژاد، دکتر کاظم (و) ابوالقاسم منصفی.(1368) روزنامه نگاری: با فصلی جدید در بازنگری روزنامه نگاری معاصر. تهران: سپهر، چاپ سوم.



 

[ پنجشنبه پانزدهم مهر 1389 ] [ 19:27 ] [ رسول نوروزی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

امکانات وب
  • مطالب علمی
  • بیهوش