|
اصول مقاله نویسی
نگارنده: رسول نوروزی دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت ورزشی
فهرست
ü ساختار مقالههای پژوهشی · عنوان (title) · پژوهشگر یا پژوهشگران (researcher or researchers) · چکیده (abstract) · واژگان کلیدی (key words) · مقدمه (introduction) · روش شناسی (methodology) · یافتهها (results) · بحث و نتیجهگیری ( discussion and conclusion) · تقدیر و تشکر و ضمیمه (acknowledge and appendix) · منابع و مرجع نگاری (references) ü اصول نگارش در مقاله نویسی ü الگوی تهیه مقالات برای ارائه به نشریات ü منابع
ساختار مقالههای پژوهشی مقاله پژوهشی،گزارشی از یافتههای تازه است که از چند بخش تشکیل شده است. هر یک از این بخشها در پیکرۀ مقاله جایگاه و نقش خاصی را داراست که باید در تناسب با دیگر بخشها در جایگاه خود قرار گیرد تا مقاله ساختاری منطقی و شکلی بلاغی و مؤثر پیدا کند؛ مثلاً نمیتوان نتیجه یا فهرست منابع را در آغاز و مقدمه را در پایان آورد. اجزای تشکیل دهندۀ مقاله پژوهشی به ترتیب از آغاز تا پایان مقاله به این شکل منظم میشوند: 2. پژوهشگر یا پژوهشگران (researcher or researchers) 3. چکیده (abstract) 4. واژگان کلیدی (key words) 5. مقدمه (introduction) 6. روش شناسی (methodology) 7. یافتهها (results) 8. بحث و نتیجهگیری ( discussion and conclusion) 9. تقدیر و تشکر و ضمیمه (acknowledge and appendix) 10. منابع و مرجع نگاری[25] (references)
عنوان(title) عنوان مقاله با وجود آنکه به ظاهر چند کلمهای بیش نیست؛اما در حقیقت از مهمترین عناصر یک مقاله علمی است که دارای ارزشی غیر قابل تخمین میباشد. عنوان،هویت مقاله و محتوای آن و هدف اصلی تحقیق را به نمایش میگذارد،معمولاً عنوان فشردهای از محتوا و مطالب مقاله است.باید از آغاز پژوهش عنوانی برای آن در نظر گرفت؛ در واقع عنوان روند پژوهش را کنترل میکند[26].عنوان مقاله باید موجز باشد؛به طوری که با کوتاهترین عبارت عمیقترین معانی را در بر داشته باشد. معمولاً عنوان تأثیر مهمی دارد؛ چرا که بخش اول از یک گزارش است که خواننده با آن مواجه میشود و تفکرات زیادی در مورد این امر انجام میدهد. مناسب است که در عنوان از به کار بردن واژههایی همچون "بررسی" یا "مطالعه" یا "آزمون" خودداری شود[27]. عنوان مقاله پژوهشی باید: · دلالتگر، روشن، فشرده و کوتاه باشد. · در خاطر خواننده بماند و موضوع را توصیف کند. · کلیشهای و مبهم نباشد. · ساده و قابل فهم و واضح باشد. · اختصاصی باشد. · در برگیرنده واژگان کلیدی مربوط به مطالعه باشد. · مختصر و مانع ( ونه جامع) باشد. · فاقد کلمات اضافی و بیهوده باشد. · معمولاً متغییر های بررسی شده را در برگیرد. · موضوعهای بررسی شده را ذکر کند و تلاش نماید محتوای مطالعه و تحقیق را تا حد ممکن بصورت مختصر انتقال دهد[28].
پژوهشگر یا پژوهشگران (researcher or researchers) کمیته بین المللی سردبیران مجلات پزشکی(ICMJE )[29]،نویسنده و پژوهشگر مقاله را چنین توصیف میکند:«کسی که در یک مقاله منتشر شده سهمی اساسی از لحاظ فکری داشته باشد». این کمیته موارد زیر را به عنوان معیارهای نویسندگی ذکر میکند: 1. داشتن سهمی اساسی در ایده و طرح مطالعه یا جمع آوری دادهها یا تجزیه و تحلیل دادهها 2. تهیه دست نوشته مقاله یا بازنگری منتقدانه مقاله از لحاظ محتویات مهم 3. تأیید نهایی نخسهای که قرار است چاپ شود. این معیارها با نام معیارهای ونکوور[30] معروف است. باید توجه داشت که وجود هر سه معیار به صورت همزمان ضروری است.در معیار اول تنها وجود یکی از سه مورد مذکور مشتمل بر مشارکت در ایده یا جمع آوری دادهها یا آنالیز دادهها کفایت میکند. اما عملاً در بسیاری از مقلات چنین ساختاری اعمال نمیگردد.به عنوان مثال در مطالعات چند مرکزی که هر مرکز بخشی از اجرای طرح را بر عهده دار است؛ تهیه فهرست نویسندگان براساس معیارهای ونکوور دشوار است.لازم به تأکید است که تنها فراهم کردن منابع مالی و امکانات مطالعه، جمع آوری دادهها یا نظارت کلی بر گروه تحقیقاتی، توجیهی برای نویسنده بودن نمیباشد. یک روش عادلانه، تعیین سهم هر یک از نویسندگان در مقاله به صورت واضح و مشخص است. بسیاری از مجلات فرمی را برای نویسنده مسؤول مکاتبات میفرستند که در آن باید نقش هر یک از نویسندگان در مراحل مختلف انجام مطالعه و آماده سازی مقاله تعیین گردد. بدین ترتیب مشخص میشود که کدام نویسنده یا نویسندگان در طراحی مطالعه، جمع آوری دادهها، آنالیز آماری، تفسیر دادهها، آماده سازی دست نوشته مقاله، مرور متن و ...نقش داشتهاند. نام پژوهشگران به ترتیب اولویت و اهمیت در زیر عنوان مقاله با فاصله مناسب درج میگردد و وابستگی آنها باید در جلوی هر اسم مشخص گردد[31]. بطور مثال، اگر یک تحقیق توسط سه نفر اجرا شده باشد،اسامی آنها به ترتیب اهمیت به شکل زیر درج می گردد: · دکتر هاشم کوزهچیان؛ دانشیار دانشگاه تربیت مدرس · دکتر محمد احسانی؛ دانشیار دانشگاه تربیت مدرس · دکتر جلال احمدی؛ استادیار دانشگاه شهید رجایی
چکیده (abstract) بخش چکیده در واقع به مانند مانیتوری از مقاله میباشد. در این بخش نویسنده باید تنها با استفاده از نسبت کوچکی از کلماتی که در متن به کار برده است، عصاره مطالعه خود را با تأکید بر جنبههای مهم و جدید آن بیان کند و خواننده را جذب نماید[32].چکیده خلاصه دقیقی از مقاله است که در یک پاراگراف و در صفحهای جداگانه نوشته میشود. در واقع مهمترین پاراگراف در هر مقاله چکیده آن است؛ زیرا خواننده در فهرستها و منابع اینترنتی، نخست چکیده را میخواند، آنگاه تصمیم میگیرد که کل مقاله را بخواند یا نه. انواع چکیده چکیده مقالات را میتوان به دو نوع کلی ساختاریافته و غیر ساختاریافته تقسیم نمود. امروزه در بسیاری از مجلات، چکیدهها از نوع ساختاریافته و دارای عنوانبندی مشخصی میباشند. چکیدههای غیرساختاریافته معمولاً در یک پارگراف نوشته میشوند و فاقد عنوانبندی مخصوص چکیدههای ساختاریافته میباشند. با این حال لازم است که محتوا و ترتیب و توالی مطالب آن به همان ترتیب چکیده ساختاریافته تنظیم شود. معمولاً در یک چکیده ساختاریافته این قسمتها یافت میشوند: · مقدمه(introduction) · روشها(methods) · یافتهها(results) · نتیجهگیری(conclusions)[33] این عنوانبندی در واقع شبیه به عناوین بخشهای اصلی مقاله در سیستمIMREAD [34]میباشد؛ با این تفاوت که در چکیده به جای بحث، نتیجهگیری مطرح میشود. این تفاوت منطقی به نظر میرسد چون نتیجهگیری در واقع عصاره و خلاصه بحث میباشد. 1. مقدمه (زمینه): در این قسمت اهمیت موضوع مطالعه و هدف اصلی آن آورده میشود و به اصطلاح لزوم انجام آن تحقیق به اختصار بیان میشود. 2. روشها: در این قسمت روش انجام مطالعه به اختصار بیان میشود، مثلاً در مورد مطالعات بالینی خلاصهای از نوع و مدت مطالعه، شرکت کنندگان در مطالعه، مداخلات انجام شده و متغییر اصلی پیامد آورده میشود. 3. یافتهها: در این بخش یافتههای اصلی مطالعه(معمولاً با ذکر معناداری آماری[35]) آورده میشود. 4. نتیجهگیری: تفسیر و نتیجهگیری نهایی در مورد یافتههای مطالعه در این بخش جای میگیرد. شیوه نگارش چکیده به دستورالعمل مجلات علمی- پژوهشی بستگی دارد. چکیده مقاله کوتاهتر از رساله و پایان نامه میباشد و درآن به معرفی شرکت کنندگان؛ چگونگی انجام تحقیق؛ و نتیجه پرداخته میشود. چکیده کنفرانسها کمی متفاوت هستند و معمولاً حجم بیشتری در اختیار محقق است، چرا که باید داوران قانع شوند تا کار قابل پذیرش باشد. در این چکیدهها باید این مراحل دنبال گردد: 1. مقدمه کوتاهی بر طرح مسئله نوشته شود. 2. سئوال تحقیق بیان شود. 3. به طور مختصر روششناسی شرح داده شود · شرکت کنندگان · ابزار · مراحل و روش جمع آوری دادهها · یافتهها 4.نتایج اصلی را بصورت خلاصه ارائه شود. 5.ضرورت و اهمیت نتایج بیان شود. چکیده در واقع نخسه کوچکی از مقاله است.چکیده دارای حداکثر 250 کلمه مشتمل بر حدود 5% طول مقاله است، مطالب آن به هم پیوستهاند و زمان افعال به گذشته بیان میشود. بهتر است جملات چکیده کوتاه بوده و بیشتر از 12 کلمه نباشند. چکیده پایان نامهها تا 350 کلمه و در مقالات علمی تا 150 کلمه در نظر گرفته میشود. بهتر است چکیده مقالات در یک پاراگراف باشد. برای کوتاهتر شدن چکیده استفاده از مخففها (Kg به جای کیلوگرم، Cm به جای سانتیمتر و...) مؤثر است. درنگارش چکیده باید ذکر گروهها و تعداد آنها، ارائه توصیفی با عدد و ارقام برای متغییرهای تحقیق، ارائه نتایج عددی در انتهای فرضیهها و استفاده از اختصارهای آماری مد نظر قرار گیرد. از ویژگیهای یک چکیده خوب، اختصار، صحت و درستی(دادهها و نتایج فرضیهها) و وضوح و روشنی جملات میباشد. مواردی چون شکل، جدول، منبع، نمودار، مرجع و مآخذ در چکیده نمیآیند. در انتهای چکیده باید 3 تا 5 واژه کلیدی آورده شود[36]. واژگان کلیدی (key words) کلید واژهها بخشی از چکیده و در واقع همان واژگان اصلی و کانونی تحقیقاند که باید در عنوان مقاله نیز بیایند. معمولاً در پایان چکیده 3 تا 10 واژه یا عبارت کوتاه کلیدی در ارتباط با موضوع اصلی مقاله ذکر میشود. واژگان کلیدی به منظور دستیابی سریع به مقاله از طریق نرم افزارهای کتابخانهای و اینترنت میباشد که در انتخاب آنها باید دقت شود. کلید واژهها باید با واژههای اصلی عنوان و مسأله تحقیق تا حد امکان با سر فصلهای مقاله تناسب داشته باشد و موضوع خاص مقاله را به خوبی نشان دهند، چنان که کتابداران به آسانی بتوانند بر اساس آنها مقاله را نمایه سازی و برای فهرستنویسی ردهبندی کنند[37]. یک واژه کلیدی حداکثر میتواند 2 کلمه باشد و از ذکر یک عبارت بجای واژه کلیدی بایستی خودداری شود.
مقدمه (introduction) بخش اصلی مقاله با یک مقدمه آغاز میشود که مسأله اصلی تحقیق، روش و راهکارها را معرفی میکند. مقدمه یکی از بخشهای مهم مقاله است که همچون دریچهای ، خواننده را از دنیای بیرون به دنیای درون مقاله میبرد؛ و در حکم نقشه راه برای خواندن کل مقاله میباشد. هدف اصلی از بیان مقدمه پاسخ به این پرسش است که « چرا پژوهش انجام شده است » . بخش مقدمه برای آماده سازی ذهن خواننده و ورود به بحث نگاشته میشود. معمولاً شامل: طرح بیان مسئله، ضرورت اجرای تحقیق، و مروری بر ادبیات پیشینه تحقیق میباشد. میزان تقریبی مقدمه در مقاله، در حدود 2-3 صفحهی تایپ شده است. مطالب این بخش باید با ذکر منبع و قابل استناد باشد[38]. برای درج منبع مورد استفاده، باید شماره آن در انتهای مطلب داخل پرانتز قرار گیرد و اصل منبع در پایان مقاله به طور کامل درج گردد. به طور کلی مقدمه عناوین تحت مطالعه را معرفی میکند، پیش زمینه کلی را فراهم میآورد و بر سئولات خاص تحقیق تأکید میکند. در مقدمه مقالات معمولاً به مواردی چون توصیف آزمودنیها، علت انتخاب موضوع و هدف تحقیق پرداخته میشود. در این بخش محقق علاوه بر معرفی سئوالات، اهداف، و واژگان کلیدی تحقیق؛ به مواردی چون بیان موضوع، توجیه تحقیق( اهمیت تحقیق و اهداف آن)، سوابق و پیشینه تحقیق، و گستره آن، نارسائیهای کارو کمبودهایی که در تحقیق حاضر رفع خواهد کرد[39]. حجم مقدمه: به طور کلی میتوان گفت که مقدمه باید کوتاه باشد اما حد و مرز دقیقی برای آن وجود ندارد. پیشنهاد میشود طول مقدمه حداکثر دو صفحه یا یک ششم کل مقاله باشد( هر کدام که کمتر است). مقدمه طولانی خسته کننده است و مقدمه خیلی کوتاه هم نمیتواند علت انجام تحقیق را بیان نماید. طول مقدمه در مجلات تخصصی و فوق تخصصی کوتاهتر ازمجلات عمومی تخصصی میباشد؛ زیرا فرض بر آن است که مخاطبین مجلات فوق تخصصی عمدتاً درباره زمینه موضوع اطلاعات جامعی دارند. پاراگراف آخر مقدمه، بهترین محل برای بیان هدف مطالعه است. این قسمت محل نوشتن مزایای تکنیک یا متدولوژی جدید( اگر تحقیق در این مورد است) نیز میباشد.
ساختار کلی و محتوای مقدمه به طور کلی ساختار مقدمه از توالی زیر پیروی میکند: 1. ارائه زمینه و دیدگاه درباره موضوع و اهمیت 2. مروری کوتاه بر متون علمی موجود 3. بیان نطق منجر به انجام پژوهش 4. بیان هدف مطالعه[40]
در مقدمه به سه سئوال اصلی پاسخ داده میشود: · چرا این مسئله اهمیت دارد؟ محقق تلاش میکند تا خواننده را علاقمند کند و او را از مسایل خاصی که قصد آزمایش آنها را دارد؛ آگاه سازد. · پیشینه تحقیق و گستره آن چیست؟ محقق با مرور پژوهشهای قبلی کتابشناسی تحقیقات انجام شده، با دیدگاهی انتقادی به مرور تحقیقات گذشته و نارسائیهای آنها میپردازد. · چه کوششی در این مقاله انجام شده است؟ محقق به بیان روشهای استفاده در پژوهش، علت انتخاب این روشها، چگونگی انجام آن و رفع کمبودهایی که در کارهای قبلی بوده میپردازد رعایت نکات زیر در مقدمه ضروری است: · مقدمه به زمان حال نوشته شود · هرگز در مقدمه به نتایج حاصل از مطالعه نباید اشاره شود · تا حد امکان از افعال معلوم استفاده شود · تا حد امکان از مخففهای نادر و بعضاً نامأنوس استفاده نکنید · از تکرار واژگان کلیدی پرهیز شود؛ زیرا به زیبایی مقدمه ضربه میزند · مقدمه باید برای خواننده نوشته شود نه برای نویسنده · مخففها و اصطلاحات مقاله در ابتدای مقدمه توضیح داده شوند · نتایج به طور کامل نوشته شوند تا خواننده دچار ابهام و سردرگمی نشود · نگارش مقدمه طولانی نباشد · در مرور کتابشناسی و مقالهها، به ترتیب اهمیت یا زمان ذکر شوند · درپاراگراف آخر نارسائیها بیان شوند · مقدمه باید در ابتدای یک اثر قرار گیرد، ولی از نظر زمانی جزء آخرین نوشتارهاست و یا لااقل در مراحل پایانی بازبینی و تکمیل میشود[41].
اشکالات شایع در مقدمه: برخی مشکلات شایع در نوشتن مقدمه عبارتند از: v عدم بیان هدف از انجام مطالعه که موجب سردرگمی خواننده میشود v عدم اشاره به مراجع مرتبط که از اعتبار مطالعه میکاهد v شرح تحقیقاتی که ارتباط دوری با مطالعه فعلی دارند و موجب خستگی خواننده میشود v عدم توضیح ساختار تئوریک کلی مطالعه که مخاطب را در خواندن سایر قسمتهای مقاله فاقد دیدگاه نگه میدارد[42].
روش شناسی (methodology) اگر بخواهیم تنها در یک جمله هدف از بخش روش شناسی را در یک مقاله بیان کنیم؛ باید گفت: « متنی است که اگر سایر محققان قصد تکرار مطالعۀ ما را داشته باشند، بتوانند مطابق با آن تمامی مراحل کار را تکرار نمایند » . پس از مقدمه بخش روش شناسی میآید،که در آن محقق باید جزئیات شیوۀ اجرای پژوهش را توصیف میکند. چنین توصیفی خواننده را قادر میسازد تا درستی و تناسب روش با اهداف و موضوع و نیز اعتبار و صحت نتایج را ارزیابی کند. همچنین امکان استفاده از این روش را در تحقیقات دیگر محققان فراهم آورد[43]. ممکن است که افراد دیگری به مقاله مراجعه کنند و یا حتی آن را تکرار کنند، بنابراین باید توضیح مشخصی از مراحل انجام و چگونگی انجام مطالعات فراهم شود. در روش شناسی به معرفی جامعه( تعداد و ویژگیهای شاخص آن) و نمونه تحقیق، ابزار تحقیق، روش تحقیق، روش اجرا، و روش تحلیل دادهها پرداخته میشود. پس از معرفی جامعه تحقیق، تعداد جامعه و نمونه و همچنین نحوۀ نمونه گیری معرفی میشود. ابزار تحقیق میتواند شامل ابزارهای آزمایشگاهی، پرسشنامه ( که بایستی روایی و پایایی آن مشخص شود)، کیتهای آزمایشگاهی و یا وسیله خاص باشد. در توضیح روش اجرای تحقیق، پس از بیان فرضیهها یا اهداف تحقیق (برای مثال، توصیفی، همبستگی، علی پس از وقوع، نیمه تجربی، تجربی و...) مشخص میشود. در ادامه به روش تحلیل دادهها (شامل روشهای آماری، آمارهها و آزمونهای آماری مورد استفاده) اشاره میگردد. اجزا و مواد روش شناسی اجزا و موادی که در بخش روش شناسی بایستی ذکر شود باید به صورت زیر باشد: · طرح مطالعه · زمان و مکان تحقیق · جامعه مورد مطالعه · متغییر ها و نوع مداخلات · شیوه برآورد نمونه · شیوه جمع آوری دادهها · پیگیری و ارزیابی نحوه تجزیه و تحلیل دادهها[44]
این اجزا را میتوان به طور خلاصه در چهار بخش گنجاند: 1. طرح مطالعه[45] 2. نمونهها[46] 3. اندازهگیریها[47] 4. تجزیه و تحلیل[48]
آنچه که اهمیت دارد، سیر منطقی بیان این اجزاست. در این ارتباط حتماً لازم است به بخش راهنمای مؤلفین مجله مورد نظر مراجعه شود. در برخی مجلات نگارش این اجزا در یک بخش واحد معمول است. در حالیکه در برخی دیگر از مجلات این اجزا در پاراگرافهای جداگانه و با عنوان مجزا آورده میشوند. البته این عنوانها محدود به مواردی که ذکر شد نیست و به ماهیت مطالعه و اسلوب مجله بستگی دارد. در موقع نگارش بخش روش شناسی در مقاله باید نکات زیر را مد نظر قرار داد: v مطالب به زمان گذشته نوشته شوند. v مشخصات کامل معرفهای شیمیایی، منابع، وسایل وموارد به کار رفته و همچنین، دستگاه مورد استفاده برای اندازهگیری ذکر شوند. v شرایط فیزیولوژیکی، جنس و سایر مشخصات دقیق حیوانات آزمایشگاهی آورده شوند. v حیطه و جزئیات کار برای نمونههای انسانی ذکر شوند. v یک نمونه از ابزار اندازهگیری (مانند پرسشنامه) و یا دادههایی جهت معرفی ابزار در بخش پیوستها در پایان نامه یا گزارش تحقیقی آورده شده و در بخش روش شناسی به آن ارجاع داده میشود[49]. یافتهها (results) بخش یافتهها پاسخ اختصاصی به پرسشهای پژوهشی و اهدافی را که در بخش مقدمه مطرح گردیده فراهم مینماید. این پاسخها بعضاً مطابق انتظار ما هستند ولی اگر مخالف با ایده اولیه ما نیز باشد باید آنها را گزارش نماییم. بسیاری معتقدند که نگارش بخش یافتهها سادهترین قسمت در تحریر مقاله است. معمولاً این بخش حاوی تفسیر اطلاعات یا جملاتی که نیازمند ذکر منابع باشد؛ نیست[50]. نتایج پژوهش، یکی از بخشهای مهم یک مقاله پژوهشی میباشد که به نتایج بدست آمده از پژوهش میپردازد. در این بخش، باید به طور خلاصه اصلیترین نتایج پژوهش را با استفاده از جدول و نمودار بیان داشت. لازمه نگارش این بخش ارئهی نتایج مناسب، استفادهی مطلوب از ابزار نمودار است که بتواند خیلی سریع و با کمترین حجم، بیشترین اطلاعات را به خواننده انتقال دهد. ارائه نتایج معمولاً شامل دو بخش توصیفی[51] و استنباطی[52] است. بخش توصیفی که در ابتدا درج میشود شامل تشریح توصیفی متغییرهای پژوهش با استفاده از جداول و نمودارها میباشد که در انتخاب آن باید شفافیت و اختصار مدنظر باشد. به این معنی که جداول و نمودارها اطلاعات مشخصی را درخود جای دهند که با یک نگاه به میزان تغییرات آن پی ببریم. اگر جداول و نمودارها بسیار متعدد و بزرگ باشند، معمولاً فهم آنها مشکل خواهد شد و ارزش مقاله کاهش مییابد. در بخش استنباطی سعی میشود با یک یا دو جدول کلیهی فرضیههای پژوهش بیان شود و با گذاشتن ستاره روی هر بخش، معناداری آنها را مشخص کنیم و در زیر جدول سطح معناداری درج شود. برای هر جدول و نمودار ذکر شماره الزامی است تا بتوان در متن با شماره به آن ارجاع داده شود. حجم تقریبی بخش ارائهی نتایج در یک مقاله باید در حدود 4-5 صفحه تایپ شده باشد[53]. به طور کلی دو روش برای بیان نتایج و یافتهها وجود دارد: 1. ارائه یافتههای به دست آمده بدون هیچگونه اظهار نظر دربارۀ آنها 2. تفسیر یافتهها پس از ارائه آنها به منظور مرتبط ساختن جملات مختلف بررسی یافتهها به عواملی پس از ارائه آنها به منظور مرتبط ساختن جملات مختلف " دادهها" ارائه میشود (مثلاً فهرستی از تمامی اعداد به دست آمده از پاسخنامهها )، بلکه خلاصه ای از دادهها اغلب به شکل نموداری میآیند تا به آسانی توسط خواننده تفسیر شوند. بنابراین یافتهها از اعداد و ارقام، جداول آماری، نمودارها و علائم اختصاری آماری برای تکمیل نتایج و مطابقت آنان با فرضیهها استفاده میشود. برخی نکات مهم که در نگارش یافتهها باید مدنظر قرار گیرند عبارتنداز: v یافتههای فرعی در جدول ضمیمه (پیوست) ذکر شوند. v از نمودارها و جداول برای بیان متغییرهای تحقیق استفاده شود. v از تکرار یک مطلب ثابت به صورت جدول و نمودار پرهیز شود. v مسائلی که بی جواب مانده و نیازمند پژوهشهای بعدی هستند فهرست شوند. باید توجه داشت که اگر تحقیق به نتیجه مطلوب نرسید، ذکر علل ناکامی آن نیز خدمتی به علم است. اصولاً محقق نباید انتظار داشته باشد که نتیجه مورد انتظار او حاصل شود[54].
بحث و نتیجهگیری ( discussion and conclusion) بحث و نتیجهگیری یک از اساسیترین اجزای مقاله پژوهشی میباشد که نگارش آن بر قوه ادراک و استنباط نویسنده استوار است. این بخش جایی است که محقق یافتههایش را برای مخاطبین روشن ساخته و به تشریح و تفسیر نتایج به دست آمده در تحقیقات گذشته در آن زمینه خاص میپردازد. نگارش این بخش از مقاله مستلزم تلاش و تفکر بیشتری بوده و نوعی تمرین منطق و انظباط است. به عقیده بسیاری، این قسمت مشکلترین و حساسترین بخش مقاله است. در واقع معنا و مفهوم حقیقی پژوهش در این بخش روشن میشود. در این بخش باید اتباطی واضح بین پژوهش فعلی و مطالعات قبلی که در این زمینه انجام شده برقرار گیرد. تأکید بر جنبههای مهم و جدید مطالعه واشاره به مطالعاتی که لازم است در آینده انجام گیرد؛ از دیگر مشخصات این بخش است[55]. این بخش یکی از مشکلترین بخشهای یک مقاله میباشد که پژوهشگران باید براساس نتایج به دست آمده از پژوهش و مقایسه آن با نتایج تحقیقات سایر پژوهشگران، به یک جمع بندی نهایی دست یابند و بتوانند پاسخ سؤالات پژوهش را به روشنی بیان کنند. معمولاً در این قسمت، ابتدا مروری کوتاه بر نتایج به دست آمده کرده و سپس آن را با نتایج تحقیقات مشابه که در گذشته انجام شده مقایسه میکنیم. مقایسه با نتایج، فقط با ذکر اسم پژوهشگر وسال اجرای تحقیق انجام خواهد شد. اما این که جزئیات آن نتایج چیست، باید در بخش مقدمه و در پیشینهی پژوهش، نتایج پژوهشهای قبلی درج شوند. ارزش علمی یک مقاله معمولاً به حجم و غنای بخش بحث و نتیجهگیری آن بستگی دارد؛ چرا که تولید علم در این بخش صورت میگیرد. به صورت خلاصه فرایند این بخش به صورت زیر میباشد: v پاسخ به سؤال پژوهش v توجیه و دفاع از نتایج v توضیح پیرامون تناقض میان یافتهها و ارائه یافتههای غیر منتظره v بیان محدودیتهای مطالعه v بیان اهمیت یافتهها v تأکید بر جدید بودن v پیشنهاد پژوهشهای آینده[56]
برای ورود به این مبحث سه عامل مورد نیاز است: 1. خلاصه یافتههای پژوهشی که در فصل دوم و تحت عنوان پیشینه تحقیق جمع آوری شده است. 2. یافتههای تحقیق حاضر که مبتنی بر سئوالات، فرضیهها و اهداف است. 3. فکر آسوده، خلاق و آماده تحلیل. بحث و نتیجهگیری از سه بخش تشکیل شده است: v حقایقی که محقق به آنها دست یافته v نظرات او درباره این حقایق v کاربردهای نظریههای این حقایق به طور کلی در بحث و نتیجه گیری به ارائه اساس نتایج، ارتباط وتعمیم نتایج (و نه صرفاً مرور نتایج)، ارائه استثناها و عدم همبستگی بعضی از یافتهها، و بیان نواقص کار و روش تحقیق پرداخته میشود. در موقع بحث بر روی یافتهها باید به مرور پیشینه ارجاع داده شود. برای مثال، آنها چگونه با یافتهها و نتایج دیگران ارتباط داده میشوند؟ این نتایج همسو هستند یا غیر همسو؟ یکی از مشکلات رایج در اینجا، بحث بدون توجه به ادبیات پیشینه است. برخی از نکات مهمی که در نوشتن بحث باید مدنظر قرار گیرند عبارتنداز: v زمان در بحث به صورت تناوبی، حال و گذشته است. v حقایق به شکل ساده و روان بیان میشوند. v از مطالب زائد و تکرار مترادفهای لفظی خودداری شود. v ابتدای هر جمله با پاراگراف باید نتیجه پژوهش محقق باشد و سپس نتایج سایر پژوهشها آورده شوند[57].
تقدیر و تشکر (acknowledge) بخش سپاسگزاری یا تقدیر و تشکر در واقع مجالی برای تشکر رسمی از کسانی است که در انجام مطالعه به شما کمک کردهاند اما معیارهای لازم را برای ذکر نامشان به عنوان نویسنده مقاله را دارا نمیباشند. گرچه گنجاندن این قسمت در مقاله، اختیاری میباشد اما در بسیاری از مقالات به چشم میخورد. مهمترین و معمولترین مواردی که در قسمت سپاسگزاری از آنها یاد میشود عبارتنداز: 1. حمایت کلی از جانب رئیس دپارتمان یا مؤسسه 2. کمک تکنیکی یا آزمایشگاهی 3. کمک در جمع آوری دادهها 4. کمک در زمینه آماری یا گرافیکی 5. حمایت مالی از جانب سازمان تأمین کننده بودجه تحقیق: مانند دانشگاه، مرکز تحقیقاتی یا شرکتها 6. آماده ساختن جزئیات بالینی مربوط به بیماران 7. بازبینی متن مقاله 8. کمک در نگارش مقاله افرادی مانند همسر یا والدین گرچه ممکن است با حمایتهای عاطفی خود کمک شایانی در به نگارنده کنند؛ اما صرفاً به دلیل رابطه دوستی و خانوادگی، نامشان در بخش تقدیر و تشکر ذکر نمیشود[58]. تقدیر و تشکر از افراد بصورت مؤجز و ساده ابراز میشود و لازم است از عبارات ادبی و ثقیل اجتناب گردد. تنها نام بردن از افراد در این بخش کفایت نمیکند بلکه باید نقش[59] آنها نیز ذکر شود. برخی از مجلات از نویسندگان مقالات میخواهند از کلیه افرادی که نام آنها در بخش تقدیر و تشکر ذکر نمودهاند، اجازهنامه کتبی دریافت نمایند. علت آن است که بعضی از خوانندگان ممکن است چنین استنباط کنند که آن مقاله مورد تأیید افرادی که نامشان در بخش تقدیر و تشکر ذکر شده است نیز باشد. لذا در این مورد نیز باید طبق اسلوب مجله عمل نمود. قسمت تقدیر و تشکر فرصت مناسبی جهت قدردانی رسمی از افرادی است که اصطلاحاً به آنها " همکاران خاموش[60] " گفته میشود. تعیین کنید که این افراد در مطالعه شما چه کسانی هستند و سپس متن این قسمت را با اشاره به نقش آنها و با بیان ساده و موجز تنظیم نمایید.ذکر نام افراد مزیت علمی چندانی برای آنان ایجاد نمیکند ولی نشانگر دقت نویسنده مقاله در قدردانی از کسانی است که علیرغم همکاری در اجرای پژوهش یا نگارش مقاله واجد معیارهای نویسندگی (جهت احتساب در فهرست نویسندگان) نبودهاند[61].
پیوست و ضمیمه (Appendix) قسمت ضمیمه ، این فرصت را در اختیار نویسنده قرار میدهد تا بدون آنکه جریان مقاله را قطع نماید، اطلاعاتی هر چند غیر ضروری را که میتواند برای روشن ساختن مطلبی در مقاله کمک نماید؛ مطرح نماید. در واقع اطلاعات این قسمت، مکمل یا اضافی محسوب میشوند و ذکر آنها برای درک اصل مقاله لازم نمیباشد. نمونههایی از مواردی که ممکن است در بخش ضمیمه جای گیریند، عبارتنداز: 1. اطلاعات خام 2. نقشهها(به ویژه از نوع تاشونده[62]) 3. تصاویر اضافی 4. توضیح فرمولها( این فرمولها ممکن است از قبل شناخته شده باشند و یا اینکه شما یک مجموعه عملیات ریاضی یا آماری برای آنالیز دادهها اختراع کرده باشید) 5. برنامه کامپیوتری تخصصی برای یک روش خاص 6. نمودارهای مربوط به یک وسیله خاص 7. نام ژنریک ترکیبات شیمیایی که در متن مقاله به اختصار یا با نام معمولیشان بدانها اشاره شده است. البته فهرست فوق در برگیرنده همه موارد نیست و موارد دیگری نیز ممکن است در بخش ضمیمه گنجانده شوند[63].
منابع و مرجع نگاری (references) مرجع نگاری در متون علمی و پژوهشی پدیدهای رایج میباشد. ساختار متون علمی همچون کتاب، انواع مقالات، و پایان نامهها متفاوت هستند اما به لحاظ درج مراجع به یکدیگر شباهت دارند. این امر گویای اهمیت آشنایی با اصول مرجع نگاری با توجه به کاربردهای آن است. استناد به منابع معتبر جهت تنظیم و طرح مطالب در یک نوشتار علمی به عنوان یک اصل بدیهی پذیرفته شده است. ارائه فهرست کاملی از مراجع مورد استفاده برای اطلاع خوانندگان از آن رو حائز اهمیت است که امکان بررسی صحت و سقم محتوای یک نوشتار علمی و اعتبار آن را فراهم می آورد. در عین حال ذکر مراجع مورد استفاده در متن نوشتارلازمه رعایت امانتداری و اخلاق در نگارش علمی است. از مقالاتی که برای مجلات داخلی ارسال یا در آنها چاپ میشوند این طور بر میآید که پژوهشگران ایرانی چندان به اسلوب صحیح مرجع نگاری آشنا نیستند یا به آن توجه نمینمایند. در مجلات بین المللی نیز چنین اشکالاتی فراوان دیده میشود. مطالعات متعددی میزان اشکالات در مرجع نگاری را در مجلات مختلف بین 30 تا 50 درصد گزارش کردهاند. نکته جالب توجه آن است که درصد اشکالات مرجع نگاری طی یک مقایسه ده ساله روبه افزایش گزارش شده است. این امر گویای عدم توجه نویسندگان و مرورگران با این بخش مهم است. بی تردید مرجع نگاری صحیح یکی از ارکان فنی در نگارش علمی بوده ، آشنایی با آن لازمه تدوین و انتشار متون علمی به ویژه مقاله در مجلات معتبر میباشد[64]. در انتهای هر مقاله منابع و مآخذ مورد استفاده در مقاله درج خواهد شد. در این بخش، ابتدا منابع فارسی و سپس منابع لاتین بر اساس حروف الفبا درج میشوند. برای هر منبع یک شماره منظور میشود و شمارهها از یک شروع شده و در بخش لاتین تا آخرین منبع ادامه مییابد. شمارهی هر منبع، ملاکی برای ارجاع به آن در داخل متن است. در صورتی که از مطالب یک منبع در متن استفاده شود ، با ذکر صفحۀ مربوطه مشخصات آن منبع در انتها درج میشود و از درج منابعی که از آنها در متن استفاده نشده باشد خودداری شود. بنابراین به کلیه منابع باید در متن ارجاع داده شده باشد. مراجع درج شده در انتهای مقاله میتواند مجله، کتاب، پایان نامه، یا سایت اینترنتی باشد که برای نگارش آن بر اساس شیوههای مختلفی استفاده میشود. برای مستند سازی نقلِ قولها و ارجاعا نوشتههای تحقیقی شیوههای مختلفی پیشنهاد شده است. نویسندۀ نوشتار تحقیقی باید بداند که کدام شیوه را به کار برد؟ و چرا؟ برای پژوهشهای مقاله باید به اسلوب مجله مراجعه شود تا که تعیین شود باید از کدام شیوه استفاده شود؛ چرا که هر مجلهای شیوهنامۀ خاص خود را دارد. حداقل هفت شیوه نامه مشهور بین المللی وجود دارد که هر کدام از آنها در برخی رشتههای علمی مقبولیت بیشتری دارند. این شیوهها عبارتنداز: 1. شیوه نامه انجمن روانشناسی آمریکا(APA ): برای رشتههای روانشناسی، آموزش و پرورش، دیگر علوم اجتماعی. 2. شیوه نامه انجمن زبان مدرن(MLA ): در ادبیات، هنر و علوم انسانی. 3. شیوه نامه انجمن پزشکی آمریکا(AMA ): در حوزههای پزشکی، بهداشت و درمان، علوم زیست شناختی. 4. تورابیان: شیوه نامه نگارش تحقیق کلاسی، رساله و پایان نامه تحصیلی برای دانشجویان کالج تنظیم شده است. 5. شیوه نامه دانشگاه شیکاگو(CMS ): راهنمای عمومی برای همه رشتهها که در انتشار کتاب، مجله، روزنامه، و موارد غیر تحیقیقی مورد استفاده قرار میگیرد. 6. شیوه نامه دانشگاه هاروارد: روش " نویسنده- تاریخ انتشار" را پیشنهاد کرده و در رشتههای علوم طبیعی، علوم اجتماعی و نوشتههای دانشگاهی مورد استفاده قرار میگیرد. 7. راهنمای سبک آنلاین دانشگاه کلمبیا(CGOS ): برای منابع اینترنتی جدیدتر و به روزتر است[65].
در اکثر مجلات تربیت بدنی و علوم ورزشی برای نگارش مراجع از سبک ونکوور[66] استفاده میشود. . در اين شيوه، ابتدا نامخانوادگي و نام مؤلف، سپس سال انتشار و عنوان مقاله يا كتاب و پس از آن نام مجله يا انتشارات و در انتها شمارهي مجله و صفحهي مورد استفاده درج ميگردد. يك نمونهي فارسي و انگليسي در ادامه درج شده است. 1- كاشف، مجيد (1382) ارتباط ويژگيهاي جسماني و حداكثر اكسيژن مصرفي با زمان شناي سرعتي و استقامتي، نيرو و نشاط (10): 69-79. 2- Slaughter M.H. et al. (1977) “Relationship of somatotype and body composition to physical performance in 7 to 12 years old boys” Research quarterly, Vol. 48, No. 7, PP. 153-168. سبک ونکوور- مقاله
ارزش علمي يك مقاله علمي- پژوهشي به تعداد و جديد بودن منابعي است كه از آنها استفاده شده باشد. البته تعداد منابع فارسي و انگليسي معمولاً نبايد بيشتر از 2 صفحهي تايپ شده باشد. اما جديد بودن منابع، يكي از ملاكهاي اصلي براي اعتبار مقاله است كه در اين خصوص بهتر است در انتخاب مقالات به آن دقت شود[67].
اصول نگارشی در مقاله نویسی
هر نوشته اي بايد اولاً دقيق باشد تا انديشه و پيامهاي نويسنده را به خوبي برساند و ثانياً براي خواننده روشن و رسا باشد تا به آساني بتواند آن را درك كند بنابراين نگارنده بايستي از طرفي ويژه گيهاي زبان خود را به خوبي بداند تا بتواند از آن بطور صحيحي بهره بگيرد و هم اينكه، به هنگام نوشتن مطلب، وضعيت خوانندگان آن را در نظر بگيرد. نشانه گذاري در نويسندگي نيز اهميت فراوان دارد. نويسندگان در نوشته هاي خود از نشانه هائي براي تفكيك مطالب يا كمك به خواننده در درك و فهم بهتر جمله استفاده مي كنند[68]. در پايان نـامـه نويسي نيز محقق براي رساتر كردن مطالب خود بايـــد از نشانـه ها هماننـد نوشته هاي ديگر استفاده نمايد. نشانه هاي رايج و پذيرفته شده به قرار زير است:
(.)نقطه، اين نشانه معمولاً در موارد زير بكار مي رود: 1) در پايان جمله هاي بياني و امري قرار مي گيرد و ختم جمله را اعلام مي دارد. 2) پس از حروف مستقلي كه ابتداي چند كلمه يا صورت مخفف واژه ها است. نمونه: د. ع. پ. ت ( = دانشگاه علوم پزشكي تبريز).
(؟) علامت سؤال، اين نشانه در موارد زير بكار مي رود: 1) در پايان جمله هاي سؤالي مستقيم 2) براي نمايش مفهومي كه در آن شك و ترديد وجود دارد كه در اين مورد معمولاً آنرا در داخل دو كمان يا پرانتز () قرار مي دهند. نمونه: نظريه مركزيت خورشيد در منظومه شمسي براي اولين بار توسط گاليله (؟) مطرح شد. 3) در انتهايي عبارتي كه مفهوم پرسشي دارد و خود عبارت قسمتي از يك جمله مي باشد. مثال: پايان نامه آقاي …. تحت عنوان « آيا ورزش درپیشگیری از بیماریها موثر است؟ » در جلسه شوراي پژوهشي مطرح گرديد.
(!) علامت تعجب، علامت مذكور در انتهاي عباراتي كه نشانگر تعجب، هيجان يا تأكيد هستند مورد استفاده قرار مي گيرد.
(،) ويرگول، براي جدا نمودن كلمات يا قسمتهاي جمله بكار مي رود. نمونه: از علايم كمبود ويتامينC مي توان به خونريزي لثه ها، عدم ترميم زخمها، كاهش مقاومت بدن در برابر بيماريها و خستگي عضلاني اشاره كرد. (؛) نقطه ويرگول يا جدائي نما، براي تفكيك دو جمله بيانـي كـوتاه كه ارتباط و پيونـد نزديكي با يكديـگردارند، مورد استـفاده قرار مي گيرد.
نمونه: از عوامل مؤثر در بروز عوارض، مدت زمان عمل جراحي بود؛ بطوريكه جراحي هاي طولانيتر، با عوارض بيشتري همراه بودند. (:) دو نقطه، در اين موارد استفاده مي شود: 1) براي برشمردن و بيان كردن بخش هايي از يك كل يا تفضيل يك موضوع مثال: علايم بيماري اسكلروز متعدد عبارتنداز: 2) قبل از نقل قول مستقيم 3) پس از خطاب يا عنوان نامه مثال: همكار گرامي: 4) پيش از مطلبي كه به عنوان تكرار يا توضيح مطلب قبل از آن مي باشد. نمونه: كار محققين فوق به دو مطلب مهم اشاره مي كند: 5) بين رقم ساعت و رقم دقيقه 6) بين عنوان اصلي و عنوان فرعي كتاب، مقاله و … مثال: روشهاي تحقيق در علوم پزشكي: با تأكيد بر مسايل آماري (…) سه نقطه، اين علامت در موارد زير استفاده قرار مي گردد: 1) بجاي يك يا چند كلمه حذف شده 2) بجاي واژه هائي مانند ”و غير”
(-) تيره كوتاه، دراين موارد استفاده مي شود: 1) براي تقطيع كلمات 2) براي نشان دادن ناتمامي كلمه اي كه در پايان يك سطر قرار گيرد و بقيه آن در سطر بعد نوشته شود. 3) براي پيوستن كلمه ها به منظور ايجاد مفهوم مثال: مطالعه مذكور يك مطالعه توصيفي ـ مقطعي مي باشد. 4) در دو طرف جمله اي درون جمـله هاي ديگر استفاده مي شود به طوريكه نويسنـده توجه به مفهوم آن را ضروري مي پندارد اما به طور مستقيم به متن اصلي مرتبط نيست. نمونه: از عوارض اين بيماري به نابينايي ـ كه در آمريكايي هاي آسيايي تبار بيشتر است ـ و آتروفي قشر مغز اشاره كرد.
( ) پرانتز، براي توضيح اضافي استفاده مي شود: نمونه: محمد حسين طباطبايي ( كه نبايد با علامه طباطبايي اشتباهش كنيم) به عنوان فيلسوف بزرگ سالهاي اخير شناخته مي شود. محمد حسين فرهاد منش ( مسؤول مؤسسه تحقيقاتي مزبور در بين سالهاي 1372 تا 1374 ) بنيانگذار اصلي اين روش بود. (« ») گيومه، در موارد ذيل استفاده مي شود:
1) در دو طرف جمله يا عبارتي كه عيناً از مرجعي نقل مي شود استفاده مي شود. 2) درآوردن عنوان سخنراني ها و مقاله ها و فصلهاي يك كتاب و … براي مشخص كردن آنها نمونه: «در تأثير تربيت» باب هفتم گلستان سعدي است. مثال: عنـوان اولين سخنراني كنگره، « تأثير نحوه احيا بر مرگ و مير نوزادان نيازمند احيا » مي باشد. نكته اي كه در نقل مقاله بايد به آن توجه كرد اين است كه استفاده از نقل قول هاي بسيار طـولاني در پايان نامه از لحاظ ساختار نوشتاري چندان مناسب نيست. اما وجود نقل قول هائي به صورت مختصر و مفيد، مطلب و نوشته فرد راحتي جلوه مي دهد و نشانه اي از احاطه او بر موضوع مورد بحث است[69]. ( / ) مميز - براي نشان دادن تاريخ هاي معادل در دو يا چند دستگاه گاه شماره؛ مانند: 1368ش/1989م. - [] قلاب/ كروشه، در اين موارد كاربرد دارد:- براي نشان داذن اطلاعات افزوده به نقل قول، به منظور رفع ابهام يا تكميل ساخت نحوي جمله؛ مانند: « او[حسن] نيز از جمله افرادي بود كه در جنگ شركت جست. » « نبايد از آزادي[گريخت] و به اسارت تن داد. » - براي نشان دادن خطا يا لغزش در جمله يا عبارت نقل شده، همراه با كلمة « كذا » يا نظاير آن؛ مانند: « اين سخن را استخري [كذا]نقل كرده است. » يا « اين سخن را از استخري[ اصطخري] نقل كرده است. » - به جاي كمانك در داخل كمانكي ديگر؛ مانند: اين مطلب را از همان كتاب ( فصل پنجم[يا بخش پنجم]) نقل كرده بود. - در مورد عناصر وضعيت نشر كتاب كه معلوم نباشد يا از صفحة عنوان يا صفحة حقوق تاليف يا بخش هاي ديگر متن به دست نيامده باشد؛ مانند: [بي نا، 1365] و امثال آن (*) ستاره - گاه در ارجاع به جاي شماره به كار مي رود. ولي بهتر است بجز در موارد ضروري، براي اين منظور از آن استفاده نشود.
خط كشيدن ذيل كلمات و عبارتبراي برجسته كردن بخش هايي از نوشته، معمولاً ذيل آنها خط مي كشند ( و در چاپ آنها را با حروف ايرانيك يا كج مي چينند). مواردي از اين نوع به قرار زير است: عناوين كتاب ها، مجله ها، روزنامه ها، نمايشنامه ها، فيلم ها، آثار هنري، قطعات موسيقي و اشعار بلند[70]؛ مانند: فرهنگ فارسي معين مجلة دانشمند
الگوي تهيهي مقالات براي ارائه به نشریات نام و نام خانوادگي نويسنده
گروه آموزشی يا واحد سازمانی مربوط، نام سازمان شهر، کشور آدرس پست الکترونيکی
چكيده چكيدهي مقاله را بايد در دو جمله بنويسيد. چكيده بايد به طور صريح و شفاف موضوع پژوهش و نتايج آن را مطرح كند؛ يعني بيان كند چه كاري، چگونه، و براي چه هدفي انجام و چه نتايجي حاصل شده است. در چكيده از ذكر جزئيات كار، شكلها، جدولها، فرمولها، و مراجع پرهيز كنيد. واژگان كليدي چهار كلمه به عنوان واژگان كليدي انتخاب شود. اين كلمات بايد موضوعات اصلي و فرعي مقاله را نشان دهند. مقدمه در اين نوشتار مقدمه و متن مقاله از شما خواسته نمي شود و تنها بخش هاي عنوان، چكيده، واژگان كليدي، خلاصه، نتيجه گيري و فهرست مراجع بايد نوشته شود. در نوشتن عنوان مقاله موارد تحديد موضوع را به دقت رعايت كنيد. موضوع مقاله نبايد گسترده و يا نامربوط باشد. قسمتهاي نوشتار و املا تنها براي آموزش است و بايد در نوشته رعايت شود. كل نوشتهي شما نبايد بيش از يك صفحه باشد. هنگام ذخيرهي فايل به نام خود اشاره كنيد. سعي كنيد از آدرسي براي پست الكترونيكي استفاده كنيد كه گوياي نام شما باشد. جدول (1): اندازه و نوع قلمها
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
(1) |
كه درآن چگالي تخميني و X P تابع توزيع امکان است. اگر تعداد متغيرها و پارامترها برای تعريف در ادامهي متن زياد است، از فهرست علايم در بخش ضمايم استفاده و يا بهصورت فهرست در زير رابطه تعريف شود.
براي نوشتن روابط رياضی ميتوان بدون بكارگيري ابزار Equation Editor، از بالانويسی[71]، زير نويسی[72]، و نمادهاي يونانی بهره گرفت. اين روش بيشتر براي ارجاع به متغيرها در متن مناسب است. مثلاٌ ما تابع توزيع امكان را در متن توضيحي فرمول (1) با اين شيوه نوشتيم. اين روش موجب ميشود که فاصله سطرها به دليل استفاده از ابزار فرمولنويسي زياد نشود و تنظيمات صفحه به هم نريزد.
درصورتی که يک رابطه رياضی طولانی بود و دريک سطر جا نشد، ميتوان آن را در دو يا چند سطر نوشت. در اين حالت بايد سطرهاي دوم به بعد با تورفتگي شروع شوند. همچنين ميتوان شمارهي آن را نيز در يك سطر مستقل نوشت. فرمول (2) را ببينيد.
(2)
يك فرمول يا عبارت رياضي حتماٌ بايد بعد از ارجاع آن در متن ظاهر شود. الگوريتمهاي مقاله را نيز همانند عبارات رياضي شمارهگذاري كنيد و به آنها ارجاع دهيد.
|
CIM |
|
PIM |
|
PSM |
|
Code |
|
CIM to PIM mapping |
|
PIM to PSM mapping |
|
PSM to code mapping |
شكل (1): فرايند توسعه در MDA [6]
در اين نوشتار بايد دو جمله كه دربرگيرندهي خلاصهي مقالهي شماست نوشته شود. در اين بخش بايد بنويسيد كه چه مسائلي مورد نظرتان بود و چه بررسي بر روي آن انجام داده ايد. در قسمت خلاصه نتيجه گيري نميشود اما يك يك مراحل انجام كار نوشته ميشود و نتايج غيرآماري به اختصار اشاره ميگردد.
در قسمت نتيجه گيري هرگز ننويسيد « از اين مقاله نتيجه مي گيريم ...؛» بلكه لحن نوشتهي شما بايد به گونه اي باشد كه خود بيانگر نتيجه گيري گردد. به عنوان نمونه ميتوانيد بنويسيد در اين مقاله موارد مورد نظر بررسي شد، در قسمت يكم مواردي توضيح داده شد، در قسمت دوم مواردي تحقيق شد، در قسمت سوم نتايج حاصل گشت و در قسمت چهارم از نوشته اين نتيجه به عمل آمد. كل نوشتهي شما نبايد بيش از يك صفحه باشد.
سپاسگزاري
دانشجويان محترم براي يادگيري بيشتر ميتوانند مقالههاي چاپ شده در زمينهي كامپيوتر را كه پيوند داده شدهاند، در قسمت مقالات پژوهشي پايگاه شخصي من به آدرس http://www.saderi.ir/Article.htm مشاهده كنند. از همكاري شما در طول سال تحصيلي 87-88 سپاسگزاري مي كنم[73].
مراجع
[1] نام خانوادگي، نام نويسندگان يا نام موسسهاي كه نقش نويسنده را دارد، عنوان كامل كتاب، نام و نام خانوادگي مترجمان با قيد كلمهي ترجمة، نام و نام خانوادگي ويراستار با قيد كلمهي ويراستة، شمارهي جلد، شمارهي ويرايش، محل نشر، نام ناشر، تاريخ انتشار.
[2] استالينگ، ويليام، اصول طراحي و ويژگيهاي داخلي سيستمهاي عامل، ترجمة محسن صديقي مشكناني، حسين پدرام، ويراستة محمود برنجكوب، ويرايش سوم، اصفهان، نشر شيخ بهايي، بهار 1380.
[3] نام خانوادگي، نام نويسندگان، عنوان پاياننامه، درجهاي كه پاياننامه براي دريافت آن نوشته شده است، نام دانشگاه، محل دانشگاه، شمارهي صفحهها، تاريخ انتشار.
[4] نام خانوادگي، نام مجري، عنوان طرح پژوهشي، شمارهي ثبت، نام كامل سفارش دهنده، محل انجام طرح، تاريخ انجام طرح.
[5] نام خانوادگي، نام نويسندگان، "عنوان مقاله"، نام مجله يا كنفرانس، شمارهي دوره يا مجله، شمارهي صفحهها، محل چاپ مجله يا برگزاري كنفرانس، تاريخ انتشار.
[6] Frankel, David S., Model Driven Architecture: Applying MDA to Enterprise Computing, OMG Press, Wiley Publishing, 2003.
[7] Sannella, M. J., Constraint Satisfaction and Debugging for Interactive User Interfaces, Ph.D. Thesis, University of Washington, Seattle, WA, 1994.
[8] Zachman, John A., "A Framework for Information Systems Architecture", IBM Systems Journal, Vol. 26, No. 3, 1987.
[9] Saderi T, "Article template", Technology Center of Tabriz, 2009.
[10] Object Management Group. Unified Modeling Language: Superstructure, Version 2.0, ptc/03-07-06, July 2003,
منابع
1. احمدی گیوی، حسن.(1352 ).« ادب و نگارش». تهران: انتشارات مدسه عالی بازرگانی. چاپ اول.
2. آخوندزاده، شاهین.(1386 ).«مبانی نگارش علمی».تهران: انتشارات مرز فکر. چاپ اول.
3. آذران، حسین.(1370 ).« آیین نگارش». تهران: انتشارات شرق. چاپ اول.
4. دلاور، علی.(1386 ).« روشهای تحقیق در روانشناسی و علوم تربیتی». تهران: انتشارات دانشگاه پیام نور. چاپ سوم.
5. رونق، محمد علی.(1364 ).«کتابشناسی روش تحقیق». مجله نشر دانش، سال پنجم، شماره 3 ، فروردین و اردیبهشت.
6. سمیعی(گیلانی)، احمد. (1385 ).« نگارش و ویرایش». تهران: سمت. چاپ هفتم.(چاپ اول 1378 ).
7. طلوع، قاسم.(1370 ).« شیوههای سر مقاله نویسی». تهران: انتشارات رسانه. سال دوم. شماره سوم .
8. طوسی، بهرام.(1373 ).« راهنمای پژوهش و اصول مقاله نویسی».مشهد: انتشارات انتشارات ترانه. چاپ چهاردهم.
9. فتوحی محمود.(1385 ) «آیین نگارش مقاله علمی- پژوهشی». تهران:انتشارات سخن .
10. فراهانی، ابولفضل.(1388 ).« قواعد پژوهشگری در تربیت بدنی با تأکید بر نگارش پایان نامه و مقاله ». تهران.چاپ اول.
11. کوزهچیان، هاشم. (1388 ).« جزوه درسی روش تحقیق»
12. مصاحب، غلامحسین.(1381 ).« دایره المعارف فارسی». تهران: جلد اول.
13. معتمدنژاد، دکتر کاظم (و) ابوالقاسم منصفی.(1368) روزنامه نگاری: با فصلی جدید در بازنگری روزنامه نگاری معاصر. تهران: سپهر، چاپ سوم.